کلیدواژه‌ها = ایران
تعداد مقالات: 18
بازآرایی موازنه تهدید در غرب آسیا: توافق امنیتی آمریکا–عربستان و پیامدهای آن بر محور مقاومت

بازآرایی موازنه تهدید در غرب آسیا: توافق امنیتی آمریکا–عربستان و پیامدهای آن بر محور مقاومت

دوره 14، شماره 2، تابستان 1404

سید روح الله حاج زرگرباشی، سید محمود آقایی فیروزآبادی

چکیده مقاله حاضر تأثیر توافق امنیتی احتمالی آمریکا–عربستان بر سیاست ریاض نسبت به محور مقاومت را بررسی می‌کند. عملیات طوفان الأقصی عادی‌سازی روابط عربستان–اسرائیل را به تأخیر انداخت، اما تحقق آن در شرایط مساعد اجتناب‌ناپذیر است. این توافق، پیش‌شرط اصلی ریاض برای عادی‌سازی بوده و شامل تضمین‌های دفاعی بی‌سابقه آمریکا، دسترسی واشنگتن به خاک عربستان، همکاری نظامی گسترده و همکاری هسته‌ای غیرنظامی است. پذیرش این مفاد توسط آمریکا، سیاست خارجی عربستان در قبال محور مقاومت را دگرگون خواهد کرد. ازاین‌رو، تحلیل پیامدهای آن برای غرب آسیا با تأکید بر منافع ملی ایران ضروری است. داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای جمع‌آوری و با روش کیفی تحلیلی-تبیینی بررسی شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد تضمین‌های امنیتی آمریکا قدرت چانه‌زنی ریاض در برابر ایران و محور مقاومت را افزایش می‌دهد. برخورداری عربستان از حفاظت مشابه ماده ۵ ناتو، آن را از تهدیدات تهران یا دیگر اعضای محور مصون می‌سازد. در نتیجه، این توافق در صورت اجرا، محور مقاومت را در تنگنای امنیتی تاریخی قرار می‌دهد که اسرائیل، عربستان و آمریکا در قالب موازنه تهدید گسترده، آن را مدیریت خواهند کرد.

نقش رژیم صهیونیستی در تنش های ایران-آذربایجان و بایسته های رویکرد دفاعی ایران

نقش رژیم صهیونیستی در تنش های ایران-آذربایجان و بایسته های رویکرد دفاعی ایران

دوره 13، شماره 1، بهار 1403، صفحه 57-80

محسن شفیعی سیف آبادی

چکیده سوال اصلی در این‌پژوهش عبارت است از اینکه رژیم‌صهیونیستی در تنش‌های‌اخیر ایران-آذربایجان چه‌نقشی دارد و بایسته‌های رویکرد دفاعی‌ایران در شرایط‌فعلی چیست؟ (مسئله) تحقیق‌حاضر بر مبنای روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد آزمون‌نظریه «اتحادپیرامون» با مورد «نفوذرژیم‌صهیونیستی در آذربایجان» نگارش یافته‌است. (روش) نتایج‌حاصل از تحقیق حکایت از آن دارد که اسرائیل در چهار حوزه‌اقتصادی-تجاری، اطلاعاتی-امنیتی، نظامی و سیاست‌خارجی نفوذ گسترده‌ای در دولت و کشور آذربایجان پیدا نموده‌است. این‌رژیم توانسته ضمن جلب اعتماد دولت‌آذربایجان، از یک ‌سو جمهوری آذربایجان را در انتخاب رفتار پر خطر درقبال دولت‌ایران تحریک نموده و از سوی‌دیگر خود را در آستانه اشراف‌اطلاعاتی در مرزهای‌شمالی ایران قرار دهد. به نظر می‌رسد در این‌شرایط مهمترین بایسته‌های رویکرد دفاعی ایران عبارتند از: 1-خود داری از انفعال و رای‌زنی با روسیه؛ 2-تغییر سیاست‌خارجی با ترکیه؛ 3- افزایش قدرت‌نرم و رسانه‌ای ایران؛ 4-توازن در حضور فعالانه‌ایران در آسیای‌میانه و خاورمیانه؛ 5-ایجاد روابط‌منطقی با ارمنستان؛ 6- ارسال شفاف سیگنال قدرت‌نظامی؛ 7-افزایش تعاملات‌بین المللی. (یافته‌ها)

واکاوی نقش مقامات آمریکایی در ترغیب صدام به جنگ با ایران در شهریور1359.

واکاوی نقش مقامات آمریکایی در ترغیب صدام به جنگ با ایران در شهریور1359.

دوره 12، شماره 1، بهار 1402، صفحه 55-80

علی شاکر

چکیده تهاجم نظامی عراق به ایران در سپتامبر1980 و در آخرین ماه‌های ریاست جمهوری کارتر آغاز گردید. نبرد مذکور مهمترین جنگ پس از جنگ دوم جهانی و طولانی‌ترین جنگ در قرن بیستم لقب یافت، که در اوج سال‌های جنگ سرد در منطقه‌ی خلیج فارس به وقوع پیوست که مسلماً با توجه به طرف‌های درگیر درآن، آمریکا نمی‌توانست نسبت به آن بی‌تفاوت باشد. (روش): این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی، مواضع مقامات آمریکایی را در آغاز تهاجم نظامی عراق به ایران مورد ارزیابی قرار داده است. و با بررسی عناصر و متغیرهای متعدد تاثیرگذار در آن مقطع زمانی، (مسأله): به طرح این سئوال می‌پردازدکه، سهم مقامات آمریکایی در این رویکرد عراق چه بود. با رصد اوضاع بین المللی این فرضیه شکل می‌گیرد که روابط پنهانی و پشت پرده امریکا و عراق دلیل اصلی اتخاذ چنین اقدامی بود. (یافته‌ها): نتایج بدست آمده حاکی از آن است که آمریکا درتشویق و ترغیب رژیم عراق به آغاز جنگ با ایران تاثیر زیادی داشت. زیرا آنها بر این باور بودند، که با در تنگنا قرار دادن ایران، راهی جز عدول از مواضع انقلابی، و همگرایی با آمریکا، یا سقوط حکومت، انتخاب دیگری نخواهد داشت. بر این مبنا حمله‌ی نظامی عراق به ایران، سناریویی امریکایی بود که در راستای منافع آن کشور طراحی و اجرا گردید.

بررسی عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل و پیامدهای آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

بررسی عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل و پیامدهای آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

دوره 11، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 109-132

محسن نصر اصفهانی، محمدرضا رنجبر، احمد کاظمی

چکیده مسأله پژوهش حاضر این است که روند عادی­سازی روابط میان اعراب و رژیم اشغال­گر فلسطین چه تأثیری بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران برجای می­گذارد؟ (مسئله) روش پژوهش، کیفی و ابزارگردآوری داده­ها به ­صورت فیش­برداری می­باشد، مسئله اصلی نیز با رویکرد تحلیلی- اسنادی مورد واکاوی قرار می­­گیرد. (روش) برقراری پیوند نزدیک و در سطح استراتژیک میان اعراب و رژیم اشغال­گر فلسطین، این رژیم را بیش از پیش به مرزهای ایران نزدیک می­سازد، زیرا رژیم اشغال­گر فلسطین را قادر می­سازد با آب­های دریایی و سرزمینی ایران به ­نحو غیرمستقیم هم­مرز شود. هم­مرز شدن با ایران، سهولت در اقدامات دیده­بانی، استراق سمع و جاسوسی اطلاعاتی است. عادی­سازی روابط اعراب و رژیم اشغال­گر فلسطین از زوایای مختلف بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تاثیر می­گذارد که شامل عواملی چون تضعیف هم پیمانان منطقه­ای جمهوری اسلامی ایران، توسعه و گسترش حضور و نفوذ آمریکا در منطقه، عدم شکل­گیری رژیم و ترتیبات امنیتی پایدار درخاورمیانه، برهم خوردن ساختار توازن قدرت و رشد گروه­های رادیکال و افراطی در منطقه می­باشد. (یافته‌­ها)

رویکرد سیاست خارجی عربستان سعودی در حمایت از گروه‌های تکفیری-جهادی (مطالعه موردی بحران سوریه)

رویکرد سیاست خارجی عربستان سعودی در حمایت از گروه‌های تکفیری-جهادی (مطالعه موردی بحران سوریه)

دوره 11، شماره 1، بهار 1401، صفحه 149-173

محمود بابائی، پریسا شاه محمدی

چکیده عربستان‌سعودی به عنوان یکی از کشورهای مهم منطقه خاورمیانه در طول دهه‌های گذشته در چهارچوب یک کشور محافظه‌کار عمل کرده و عمدتاً به عنوان کنشگری که طرفدار وضع موجود و مخالف تغییر هست، شناخته شده است. اما در طول دوره بیداری اسلامی و به خصوص از سال 2011 در وقایع بحران سوریه، رفتارهای عربستان در عرصه منطقه‌ای نشانگر عبور این کشور از رویکرد محافظه‌کاری و متمایل شدن به سمت و سوی رویکرد تهاجمی در سیاست‌خارجی است. بر این اساس، سوال اصلی این است که: رویکرد ساسیت‌خارجی عربستان در حمایت از گروه های تکفیری –جهادی چگونه است؟(مسئله) برای پاسخ به سوال مذکور، بااستفاده از روش توصیفی –تحلیلی و جمع‌آوری داده‌ها با بهره‌گیری از مقالات، اسناد و منابع کتابخانه‌ای موجود (روش) این نتیجه حاصل شده است که راهبردهای عربستان در قبال گروه‌های تکفیری –جهادی در منطقه و بالاخص در سوریه، طیف‌های متنوعی از حمایت مستقیم، اجماع‌سازی در سطح سازمان‌های منطقه‌ای همسو و ائتلاف‌سازی با برخی کشورهای منطقه را در بر می‌گیرد که در نهایت می‌توان اذعان کرد که این نوع رویکردهای تهاجمی و الگو برداری از گروه‌های تکفیری-جهادی در آینده‌ای نزدیک برای حاکمیت و گفتمان وهابیت عربستان نیز دردسرساز خواهد شد(یافته ها).

بازتاب سیاست های ایران و روسیه بر پرستیژ منطقه ای آن ها در تحولات مقاومت یمن و سوریه

بازتاب سیاست های ایران و روسیه بر پرستیژ منطقه ای آن ها در تحولات مقاومت یمن و سوریه

دوره 10، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 101-126

داود کریمی پور

چکیده با توجه به اینکه جنگ‌ها، از ساده‌ترین و سریع‌ترین اهرم‌های ارتقای پرستیژ به شمار می‌آیند، مسئله اصلی تحقیق تأثیر نوع کنش و اقدامات ایران و روسیه بر پرستیژ منطقه‌ای آن‌ها در جنگ سوریه و یمن است. (مسئله) با توجه به اینکه تحقیق پیش رو اکتشافی بوده، فاقد فرضیه است اما یافته‌ها با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی (روش) نشان داد که تحولات یمن و سوریه به ارتقای پرستیژ منطقه‌ای ایران و روسیه کمک کرده‌اند. یافته‌ها نشان داد مسکو به دلیل اولویت‌دهی به منافع غیرمادی و سطح‌بندی خود در محیط یک قدرت بین‌المللی، از مکانیسم‌های سریع و موقت ارتقای پرستیژ در سوریه استفاده کرده و در بحران یمن به دلیل تعارض با منافع اقتصادی و سیاسی، اساساً وارد مکانیسم ارتقای پرستیژ نشده است. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران به دلیل اولویت‌دهی به حفظ ژئوپلیتیک مقاومت در دو بحران سوریه و یمن، کوشید تا هم‌زمان از دو مکانیسم استفاده کند. مکانیسم ترکیبی ایران در بحران سوریه سبب شد تا ضمن حفظ منافع ملی، پرستیژ منطقه‌ای این کشور نیز در کوتاه‌مدت ارتقا یابد. اما تثبیت آن در بلندمدت نیازمند تقویت اهرم‌های نرم پرستیژ-ساز خواهد بود. (یافته‌ها)

بررسی تطبیقی عملکرد انقلاب اسلامی ایران و اخوان المسلمین مصر در فرآیند دولت سازی

بررسی تطبیقی عملکرد انقلاب اسلامی ایران و اخوان المسلمین مصر در فرآیند دولت سازی

دوره 10، شماره 1، بهار 1400، صفحه 31-52

بهزاد قاسمی، بهادر شهریاری

چکیده پژوهش حاضر به روش کیفی و با استفاده از تکنیک توصیف و تحلیل و با ابزار فیش برداری از منابع کتابخانه‏ای، اسناد و مدارک معتبر علمی انجام گرفته است.(روش) این موضوع در امتداد دولت سازی مورد بررسی واقع شده و سوال اصلی مقاله چنین مطرح شده که؛ علت و زمینه‏های موفقیت نهضت اسلامی ایران در دولت سازی و ناکامی اخوان المسلمین چه بود و عوامل موثر بر آن کدامند؟(مسئله) مفروضه پژوهش این است که نظام برآمده از نهضت اسلامی در ایران مبتنی بر اصول اسلامی و مردمسالاری دینی عمل کرده و اخوان المسلمین مصر چنین نبوده و در برپایی نظام سیاسی با ابزارهای دموکراسی نیز ناموفق بود.(فرضیه) علاوه بر آن انقلاب اسلامی مبتنی بر نظریه ولایت فقیه دولت اسلامی را تاسیس کرد؛ این در حالی بود که در مصر و توسط اخوان المسلمین یک نظریه مورد قبول همه گرو‏ها و برخاسته از منظومه فکری و فقهی اهل سنت شکل نگرفته بود.(یافته)

استراتژی دو قدرت بزرگ منطقه ای (جمهوری اسلامی و عربستان سعودی) در حوزه سیاست گذاری خارجی و تروریسم در منطقه تحت نفوذ خود

استراتژی دو قدرت بزرگ منطقه ای (جمهوری اسلامی و عربستان سعودی) در حوزه سیاست گذاری خارجی و تروریسم در منطقه تحت نفوذ خود

دوره 10، شماره 1، بهار 1400، صفحه 77-101

محسن جمشیدی، میر ابراهیم صدیق، محمود بسطامی

چکیده در چند دهه ی اخیر ایران وعربستان بعنوان دوقدرت منطقه ای دچار تعارضات ایدئولوژیکی- ژئوپلتیکی(در حوزه مشترک تحت نفوذ) باهم بوده اند. (مسئله) به نظرمی رسد با توجه به تحولات شکل گرفته و همچنین موقعیت و منافع استراتژیکی-راهبردی این دو قدرت هر کدام با اتخاذ سیاست های مورد نظر در پی حذف رقیب و نائل شدن به هدف مورد نظر(هژمون منطقه) می‌باشند.(فرضیه) درپژوهش حاضر از روش کیفی- تفسیری با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی استفاده شده است. (روش) جمهوری اسلامی در پی حفظ آرمان های انقلاب اسلامی و افزایش قدرت خود در تمامی ابعاد و گسترش حوزه ی نفوذ ایدئولوژیک خود (محور مقاومت - شرق و تشیع گرایی) و گسترش قدرت نرم خود با بالا بردن افزایش ضریب تاثیر گذاری خود در برهم زدن معادلات منطقه است. اما عربستان بعنوان رقیب در پی حفظ بقاء سیاسی قدرت سنی - وهابیت و (محور غربی – عربی) و همچنین گسترش آموزه های وهابیت و افزایش قدرت نسبی خود در مقابله با حوزه نفوذ ایران است. لذا واکاوی معادلات منطقه ی تحت نفوذ و اینده ی ان، با استفاده ازرویکردهای دوگانه ای که دو قدرت منطقه ای (ایران، عربستان) اتخاذ نموده‌اند، را شکل می دهند .(یافته‌ها)
 

سیاست ترویج بنیادگرایی و بالکانیزه سازی خاورمیانه پس از بیداری اسلامی: تهدیدات پیش روی جمهوری اسلامی ایران و متحدان منطقه ای آن

سیاست ترویج بنیادگرایی و بالکانیزه سازی خاورمیانه پس از بیداری اسلامی: تهدیدات پیش روی جمهوری اسلامی ایران و متحدان منطقه ای آن

دوره 9، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 139-164

رضا التیامی

چکیده حوادث و رویدادهای جاری در جهان اسلام، محیط سیاسی جهان اسلام وجامعه جهانی را به شدت تغییر داده است. تحولات بیداری اسلامی، کشورهای متعدد اسلامی از آفریقای غربی تا جنوب فیلیپین ونیز مسلمانانی که در سایر نقاط جهان پراکنده هستند را تحت تاثیر قرار داده است. تلاش اروپائیان برای تحت کنترل درآوردن و مطیع ساختن خاورمیانه و ایران به دوران حمله بریتانیا، صلیبیون و رومیان بر می گردد. دومین راه برای تصرف سرزمینهای وسیع منطقه، ایجاد تفرقه و آشوب و تجزیه کردن آنها به یکسری قلمروها و کشورهای درحال منازعه و اختلاف بود. یافته های پژوهش نشان می دهد آمریکا و غرب به منظور جلوگیری از اتحاد کشورهای اسلامی و به ثمر رسیدن مبارزات مردم مسلمان از زمان بیداری اسلامی در خاورمیانه تا کنون، از تاکتیک های مختلف از جمله جنگ شیعه و سنی،تشکیل گروههای تروریستی نظیر وهابیت و دعش، پیشبرد صلح اعراب و اسرائیل- جلوگیری از اعمال اراده کشورهای نفت خیز بر قیمت گذاری و عرضه مستقیم نفت- خطرساز جلوه دادن ایران،عراق و سوریه و بهانه جویی برای حضور دائمی در این کشورها و فشار برای تجزیه این کشورها جهت دور نگه داشتن آنها از محور مقاومت و ایران و جلوگیری از صدور انقلاب اسلامی ایران استفاده می شوند.

بررسی و تحلیل رویکرد جمهوری اسلامی ایران نسبت به بیداری اسلامی بحرین

بررسی و تحلیل رویکرد جمهوری اسلامی ایران نسبت به بیداری اسلامی بحرین

دوره 7، شماره 14، اسفند 1397، صفحه 29-60

حمید درج

چکیده پژوهش حاضر در تلاش است تا به تجزیه و تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال بیداری اسلامی بحرین بپردازد.بیداری اسلامی در بحرین از اهمیت خاصی برای جمهوری اسلامی ایران برخوردار است.بحرین به واسطۀ حدود 75 درصد جمعیت شیعی،بیشترین قرابت را با ابعاد قدرت نرم انقلاب اسلامی ایران در طول سه دهۀ گذشته برقرار کرده است. مؤلفه‌های قدرت نرم انقلاب اسلامی و ارزش‌های منبعث از آن،تأثیرات به سزایی بر وقوع جنبش‌های مردمی در بحرین داشته است.در این میان،جمهوری اسلامی ایران در راستای نقش‌آفرینی هر چه بیشتر شیعیان این کشور و احقاق حقوق آن‌ها، سازوکارها و اقدامات مؤثری را دنبال کرده است.این پژوهش در تلاش برای پاسخ به این سؤال اصلی است که: جمهوری اسلامی ایران در قبال بیداری اسلامی بحرین چه سیاستی را دنبال می‌کند؟فرضیه پژوهش این است که جمهوری اسلامی ایران بر اساس اصول و مبانی اعتقادی و انقلابی خود، ضمن مخالفت با سیاست سرکوب و ارعاب مقامات بحرینی،در جهت احقاق حقوق شیعیان بحرین و تأمین اهداف و سیاست‌های آن‌ها مبادرت می‌ورزد.یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد؛بر مبنای آموزه‌های مطروحه در نظریۀ سازه انگاری، جمهوری اسلامی ایران بر اساس هویتی که از خود و همچنین رژیم های آل‌سعود عربستان و آل‌خلیفه تعریف کرده و تحولات بحرین را مصداقی بارز از بیداری اسلامی می‌داند،سیاست خارجی خود را در قبال تحولات بحرین پیگیری می‌کند.برای تحلیل داده‌های این پژوهش از روش تحلیلِ کیفی استفاده شده است.

بررسی جامعه شناختی جایگاه متفاوت اسلامگرا‌ها در وقوع انقلاب‌های معاصر (مطالعه موردی؛ جنبش انقلابی 2011 تونس و انقلاب اسلامی ایران)

بررسی جامعه شناختی جایگاه متفاوت اسلامگرا‌ها در وقوع انقلاب‌های معاصر (مطالعه موردی؛ جنبش انقلابی 2011 تونس و انقلاب اسلامی ایران)

دوره 7، شماره 14، اسفند 1397، صفحه 85-110

سمیرا محمدی، علی مرشدی زاد

چکیده حضور عنصر دین در وقوع انقلابها همواره تعیین کننده نوع جهان‌بینی ملتها به ارزشها و هنجارهای اجتماعی است. نوع جهان‌بینی در وقوع انقلاب اسلامی ایران نشات گرفته از فرهنگ اسلامی بوده است که در اثر اشاعه نفوذ معنوی انقلاب ایران در تحولات رخ داده در سال 2011 در کشورهای عربی منجر به پیدایش فعالانی نظیر گروههای النهضه در تونس به رهبری راشد الغنوشی شد. هدف ما در این پژوهش بررسی نقش اسلامگرایان به عنوان کنشگران مذهبی، در مقایسه با سایر نیروهای غیر‌اسلامی می‌باشد. لذا برای بررسی نقش اسلامگرایان در وقوع انقلاب ایران و تونس، جایگاه آن در قالب یک دستگاه مفهومی متشکل از ایدولوژی بسیج، رهبری و سازماندهی را مورد بررسی قرار دادیم. این جستار در زمره پژوهشهای کیفی و با روش تطبیقی-تاریخی انجام گرفته است. بر اساس یافته‌های این پژوهش به این نتیجه رسیدیم که در انقلاب اسلامی ایران اسلامگراها با اتخاذ مشی ایدئولوژیک اسلامی توانستند رهبری و سازماندهی بسیج را برعهده بگیرند و با زیر بیرق آوردن سایر معترضین انقلابی به اریکه قدرت صعود کنند. اما جنبش انقلابی تونس با رویه‌ای نسبتا دموکراتیک و مطالبات اقتصادی همراه بوده است که اسلامگراها بدون رهبری واحد و در کنار سایر جریان‌های فعال در عرصه انقلابی کشور حضور نسبتا تاثیرگذار

الزامات نظری احیای تمدن ایرانی اسلامی

الزامات نظری احیای تمدن ایرانی اسلامی

دوره 5، شماره 10، پاییز 1395، صفحه 11-32

مجید کافی

چکیده در این مقاله به عنوان یک مقدمه نظری بر جنبش احیای تمدن ایرانی اسلامی تلاش می شود تا ملزومات تفکر احیاگری تمدن ایرانی اسلامی مورد کاوش و تحلیل قرار گیرد. برای انجام این منظور، نخست در بخش اول علل و ریشه های زوال تمدن ایرانی اسلامی مورد بررسی قرار می گیرند تا این رویکرد تاریخی انتقادی محملی برای درک شرایط کنونی و بستری برای شناختن ضعف ها و نقصانها و در نهایت ارائه راهکارهایی برای احیا کننده تمدن ایرانی اسلامی باشد. پس از آن در بخش دوم با طرح دیدگاههای منتقدان پروژه احیاگری تمدن یرانی اسلامی و سپس نقد آن، امکان سنجی احیای تمدن ایرانی اسلامی، انجام می شود. به باور نویسندگان پروژه احیای تمدن اسلامی، دور از واقعیت نیست و ظرفیت‌های مادی و معنوی اسلام و ایران آن قدر مهیاست که می‌توان با بازشناسی و تقویت آنها، بار دیگر شکوه و عظمت گذشته تمدن ایرانی اسلامی را بازیافت. به این ترتیب این پژوهش یک بار دیگر نشان می دهد که احیای تمدن ایرانی اسلامی تا چه حد ممکن و به راه انداختن جنبش احیای تمدن ایرانی اسلامی تا چه حد ضروری است.

انقلاب یمن؛ فرصت ها و چالش های ایران بر اساس مدل راهبردی SWOT

انقلاب یمن؛ فرصت ها و چالش های ایران بر اساس مدل راهبردی SWOT

دوره 5، شماره 10، پاییز 1395، صفحه 33-60

مژگان قربانی، سرور سوری

چکیده مردم یمن با قیام در سال 2011، علی عبدالله صالح را از قدرت برکنار کردند و معاون وی منصور هادی ریاست جمهوری را به عهده گرفت که نتوانست مشکلات و چالش های این کشور را حل نماید؛ تصمیمات نسنجیده منصور هادی زمینه مناسبی را برای انقلاب دوم فراهم آورد.در این مرحله جنبش شیعی انصارالله رهبری اعتراضات را بر عهده گرفت. از آنجا که در این انقلاب از یک طرف جمعیت عظیمی از شیعیان درگیر شده اند واز طرف دیگر بعضی از کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای به ایفای نقش و مداخله پرداخته اند، تبعاتی برای کشورهای شیعی منطقه به‌ویژه ایران به‌دنبال داشته‌است. بنابراین حضور انصارالله در ساختار سیاسی یمن و شناسایی فرصت ها و چالش های پیش روی ایران امری مهم تلقی می شود.مقاله حاضر با طرح این پرسش که فرصت ها و چالش های ایران در یمن کدام اند سعی دارد ضمن تبیین انقلاب یمن به شناسایی نقاط قوت ، ضعف، فرصت ها و چالش های پیش روی ایران بپردازد. به این منظور این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از مدلSWOT در صدد ارائه استراتژی مناسب به دستگاه دیپلماسی ایران می باشد. تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان می دهد که ایران با حمایت از جنش انصارالله می تواند از این موقعیت در جهت افزایش قدرت و نفوذ منطقه ای خود بهره گیرد.

فرصت‌ها و تهدیدهای فراروی جمهوری اسلامی ایران در رابطه با بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه

فرصت‌ها و تهدیدهای فراروی جمهوری اسلامی ایران در رابطه با بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه

دوره 5، شماره 10، پاییز 1395، صفحه 61-81

اسماعیل عارفی گوروان

چکیده ﺑﯿﺪاری اﺳﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ اﻧﻘﻼب در ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﻋﺮﺑﯽ در ﺳﺎل 2011 وارد ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺟﺪﯾﺪی ﺷـﺪ، ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎی ﮔﺴﺘﺮده ای را ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه داﺷﺖ. اﻣﯿﺪ آن می‌رفت ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻮج ﻓﺰاﯾﻨـﺪه انقلاب‌های ﻣﺮدﻣﯽ، ﻧﻈﻤﯽ ﺟﺪﯾﺪ، ﻣﻨﻄﻘﻪ ای و درون زا ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮد؛ اﻣﺎ ﺑﺎ ﻧﺎﺗﻤﺎم ﻣﺎﻧﺪن اﻧﻘﻼب و اﻧﺤـﺮاف در ﺑﯿﺪاری اﺳﻼﻣﯽ، وﺿﻌﯿﺖ ﺗﻀﺎد، دﺷﻤﻨﯽ و ﺟﻨﮓ داﺧﻠﯽ در ﺑﺮﺧـی کشورهای ﻣﻨﻄﻘـﻪ ﺣﺎﮐﻢ و ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﻠﻞ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺎ چالش‌هایی ﺧﻄﺮﻧﺎک ﻣﻮاﺟﻪ ﺷﺪ. ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ زمینه‌ها و ﻋﻮاﻣـﻞ ﻣﺆﺛﺮ در اﯾﻦ روﻧﺪ، در ﻗﺎﻟﺐ فرصت‌ها و ﺗﻬﺪﯾﺪﻫﺎی ﺑﯿﺪاری اﺳﻼﻣﯽ، می‌تواند ﮔﺎم ﻣﻬﻤﯽ در ﺷﻨﺎﺧﺖ وﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮد و ﺗﺮﺳﯿﻢ راﻫﺒﺮدﻫﺎی ﻣﻤﮑﻦ در ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﯽ اﯾﺮان ﺑﺮای ﺑﻬﺮه ﮔﯿﺮی از فرصت‌ها و ﮐﻨﺘﺮل ﺗﻬﺪﯾﺪات ﺑﺎﺷﺪ. در اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺗﻼش می‌شود ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺪل ﺳـﻮات(swot) فرصت‌ها و ﺗﻬﺪﯾﺪﻫﺎی ﺑﯿﺪاری اﺳﻼﻣﯽ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪشود. و به این سوالات پاسخ داده شود، تهدیدهای فراروی ایران در رابطه با بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه چیست؟فرصت‌های فراروی ایران در رابطه با بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه چیست؟ یافته‌ها نشان می‌دهدکه همکاری جدید منطقه ای در برابرمقاومت، ظهور گروهای سلفی تکفیری، ایجاد جنگ و درگیری در کشورهای مسلمان نشین، ظهور نظم نوین غربی بجای نظم نوین اسلامی، افزایش بحران و پیچیدگی در منطقه.تهدیدهای ایران در منطقه است و در مقابل افزایش قدرت منطقه ای ایران، شکل گیری گفتمان اسلام سیاسی، وضعیت جدید ایران پس از برنامه برجام، به ثمر نشستن خواسته‌های نیروهای اسلامی. فرصت‌های فراروی ایران است.

تقابل سیاست خارجی ایران و عربستان در بحران یمن با روش سازه انگارانه

تقابل سیاست خارجی ایران و عربستان در بحران یمن با روش سازه انگارانه

دوره 5، شماره 10، پاییز 1395، صفحه 82-98

روح اله تیموری، حسن عبداله زاده، محمد آگاه

چکیده می توان گفت با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 57 و نگاهی که جمهوری اسلامی به مسئله اسلام ، شیعه و روابط بین الملل داشت . و خود را سردمدار مبارزه با نظام سلطه تعریف میکرد. از دیدگاه مقامات دولت سعودی انقلاب اسلامی یک نوع تهدید بود که منافع دولت های سنی منطقه را به خطر می انداخت. و باید به هر نحوی این خطر رفع شود. لذا تشکیل شورای همکاری خلیج فارس و کمک به عراق در جنگ با ایران در راستای همین سیاست مقامات سعودی بود. یکی از مناطقی که می توان در آن تقابل سیاست ایران و عربستان را در آن مشاهده کرد یمن است . و نگاه متفاوت ایران و عربستان به جنبش شیعیان حوثی باعث واکنش های متفاوت این دو کشور شده است. که عربستان خود را حامی دولت یمن در برابر شیعیان حوثی تعریف کند . و از آن بر ایران خود را متعهد به حمایت از حوثیان می داند . در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از چارچوب نظری سازه انگاری به بررسی نقش عوامل مادی و انگاره ها و هنجارهای دخیل در تقابل سیاست ایران و عربستان در یمن بپردازیم .

ژئوپلیتیک و بازیگری قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای در غرب آسیا

ژئوپلیتیک و بازیگری قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای در غرب آسیا

دوره 5، شماره 9، تابستان 1395، صفحه 66-84

مجید بیگرضایی، محمد رئوف حیدری فر

چکیده ژئوپلیتیک به مطالعه و بررسی علمی قدرت و روابط آن در فضای جغرافیایی- سیاسی و در مقیاس فراملی می‌پردازد. در این رابطه خاورمیانه و مخصوصاً فضای ژئوپلیتیک غرب آسیا کانون تحولات و رویدادهایی بوده که توجه قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای را به خود جلب کرده است؛ به گونه‌ای که این رویدادها بر معادلات بین‌المللی تأثیر بسزایی دارد. خاورمیانه همانند آزمایشگاهی ژئوپلیتیکی است که درک و فهم معادلات و قواعد ژئوپلیتیکی آن می‌تواند در ارائه مسیری برای ایجاد صلح و ثبات کمک شایانی نماید. مجموعه عظیمی از تهدیدها، منازعات، تنش‌ها، جنگ و بی ثباتی امروزه در خاورمیانه به عنوان بی‌ثبات‌ترین منطقه جهان و یا کمربند شکننده وجود دارد که هدف اصلی این مقاله مطالعه‌ای علمی و براساس دیدگاه علم ژئوپلیتیک بر این جریانات در این منطقه از جهان است تا از این طریق بتواند شناختی مناسب از فرمول‌ها و سیاست‌های موجود در این فضای ژئوپلیتیکی کسب نماید.  هدف اصلی این نوشتار با روش پژوهش توصیفی تحلیلی شناسایی تهدیدات و مخاطرات منطقه‌ای و مقابله با آن و نیز کمک به تقویت بنیان و ثبات ژئوپلیتیکی ایران و راههای  دستیابی به آن است که این به بررسی کلیه موارد فوق پرداخته است.

راهبرد امنیتی قدرت های منطقه ای ایران، ترکیه و اسرائیل در قبال بحران سوریه (2011-2014 )

راهبرد امنیتی قدرت های منطقه ای ایران، ترکیه و اسرائیل در قبال بحران سوریه (2011-2014 )

دوره 4، شماره 7، تابستان 1394، صفحه 61-78

سمیه حمیدی، زینب قاسمی

چکیده با شکل گیری تحولات در سوریه، هریک از بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای موضع گیری خاصی را در قبال این کشور اتخاذ نموده اند که دخالت برخی از این بازیگران باعث آغاز جنگ داخلی و ظهور داعش در این کشور شد. در این پژوهش ما به دنبال پاسخ گویی به این سؤال محوری می باشیم که؛ راهبرد امنیتی کشورهای منطقه ای در قبال بحران سوریه چیست؟ البته با توجه به گستردگی بازیگران تنها راهبرد امنیتی ترکیه ،اسرائیل و ایران که تأثیر گذار ترین نقش را در منطقه دارا می باشند ،بررسی می شود. یافته های این مقاله حاکی از این است که راهبرد امنیتی ترکیه در قبال سوریه متغیر و پیچیده است. سیاست ترکیه در چرخش های متعدد از میانجیگری و داوری به مهیا کردن امکانات و مدیریت مخالفان تا لشکرکشی و تهدید به جنگ متمایل شده است. راهبرد امنیتی اسرائیل با توجه به برخوداری از حمایت بی چون وچرای آمریکا حفظ موجودیت منافع خود در بلندهای جولان و بسط نفوذ ایران در منطقه است که ترکیه در این زمینه با آن ها همراه شده است ودر نهایت راهبرد امنیتی ایران را می توان حفظ دولت بشار اسد در چهار چوب موازنه تهدید علیه اسرائیل تبین کرد.

آینده روابط ایران و ترکیه در پرتو تحولات خاورمیانه: ادامه همکاری اقتصادی در سایه رقاب تهای سیاسی

آینده روابط ایران و ترکیه در پرتو تحولات خاورمیانه: ادامه همکاری اقتصادی در سایه رقاب تهای سیاسی

دوره 3، شماره 6، زمستان 1393، صفحه 111-144

حاکم قاسمی، آرام حسن زاده

چکیده روابط سیاسی و اقتصادی ایران و ترکیه در یک دهه گذشته شکوفایی گسترد های یافته است. مقامات رسمی دو کشور پی شبینی کرده اند روابط اقتصادی آ نها در سال 2015 به 30 میلیارد دلار افزایش یابد. دو کشور دارای منافع سیاسی و امنیتی مشترکی هستند که در اکثر حوزه ها باعث هم گرایی آ نها شده است. البته در برخی حوزه ها رقاب تهایی وجود دارد که باعث نوعی واگرایی و حتی رقابت دو کشور گشته است. یکی از عواملی که باعث رقابت و ایجاد واگرایی در روابط دو کشور گشته، تأثیراتی است که تحولات خاورمیانه بر منافع دو کشور گذاشته و منافع دو کشور را در برخی حوز هها در مقابل هم قرار داده است. یکی از این حوز هها بحران سوریه است. در بحران سوریه ایران از دولت بشار اسد حمایت و دفاع می کند ، اما ترکیه خواهان سقوط بشار اسد است و از اپوزیسیون دولت سوریه حمایت می نماید. لذا سؤال این است که تحولات خاورمیانه چه تأثیری بر روابط ایران و ترکیه دارد؟ در این مقاله سعی می شود با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به این پرسش پاسخ داده شود. بررس یها حاکی از آن است که اختلاف نظر و تضاد منافع ایران و ترکیه در تحولات خاورمیانه باعث واگرایی آ نها م یشود اما پیوندها و منافع اقتصادی مشترک، مانع وارد آمدن آسیبهای جدی بر روابط دو کشور م یگردد.