نقش دیپلماسی میدان محور در مدیریت منازعات منطقه ای؛ مطالعه موردی سیره سردار سلیمانی (2010-2020)
محمد شیرمهد، محمود بابائی، مهدی عباس زاده فتح آبادی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه دیپلماسی و میدان در حل و فصل منازعات منطقهای از سیره سردار قاسم سلیمانی طی سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که ارتباط دیپلماسی و میدان در مدیریت منازعات منطقهای بر اساس سیره سردار سلیمانی چگونه بوده است. مسئله اصلی تحقیق، شناسایی تعامل و تقویت دیپلماسی و عملیات میدانی در مدیریت منازعات منطقهای با تأکید بر سیاست خارجی ایران است. در این راستا، این پژوهش با چارچوب نظری قدرت هوشمند جوزف نای و روش کیفی و رویکرد تحلیلی-توصیفی انجام شده و دادهها از طریق کتابخانهای و تحلیل اسناد معتبر گردآوری و تحلیل شد. یافتهها نشان میدهد که سردار سلیمانی از طریق تلفیق استراتژیک قدرت سخت و نرم، به الگویی موفق از قدرت هوشمند دست یافته است. وی با ایجاد اتحادهای استراتژیک با گروههای نیابتی، مانند حزبالله و حوثیها، و بهرهگیری از دیپلماسی فرهنگی و رسانهای، تأثیر قابلتوجهی بر تحولات منطقهای و تقویت محور مقاومت داشته است. این پژوهش نشان میدهد دیپلماسی میدانمحور در سیره سردار سلیمانی، با ایجاد همبستگی میان گروههای محلی و تقویت روابط استراتژیک، منجر به کاهش تنشها، مدیریت مؤثر منازعات و تثبیت جایگاه استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه شده است. نتایج تحقیق بر اهمیت قدرت هوشمند و تعامل میان دیپلماسی و میدان بهعنوان ابزاری کارآمد برای مدیریت بحرانها تأکید دارد و الگویی عملی برای سیاستگذاران در طراحی استراتژیهای منطقهای ارائه میدهد.

