دوره و شماره: دوره 14، شماره 3، پاییز 1404 
تعداد مقالات: 6

تحلیل فقهی–حقوقی دفاع مشروع در مخاصمات نامتقارن: مطالعه موردی عملیات طوفان الاقصی

صفحه 1-15

سید محمد حسینی، محمدرضا آقایی بجستان

چکیده عملیات «طوفان الاقصی» به‌عنوان یکی از مصادیق برجسته مخاصمات نامتقارن معاصر، ابعاد نوینی از بحث مشروعیت توسل به زور را در حقوق بین‌الملل و فقه اسلامی پیش روی پژوهشگران قرار داده است. این مقاله با رویکردی توصیفی–تحلیلی و با بهره‌گیری از روش تطبیقی، به بررسی مشروعیت این عملیات در چارچوب «دفاع مشروع» در حقوق بین‌الملل عمومی و «جهاد دفاعی» در فقه سیاسی اسلام می‌پردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا عملیات طوفان الاقصی، با توجه به استمرار اشغال و تجاوز، واجد شرایط دفاع مشروع مندرج در ماده ۵۱ منشور ملل متحد است و در صورت پذیرش این امر، این عملیات از منظر فقه اسلامی و قواعد حاکم بر جهاد دفاعی چگونه قابل ارزیابی است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که با در نظر گرفتن تداوم حمله مسلحانه، نقض حق تعیین سرنوشت و فقدان راه‌حل‌های مؤثر غیرقهرآمیز، امکان استناد به دفاع مشروع در این مورد، از حیث معیارهای ضرورت و تناسب، قابل طرح است. همچنین بررسی مبانی فقهی حاکم بر جهاد دفاعی، از جمله نفی ظلم، دفاع از سرزمین اسلامی و حمایت از مظلوم، بیانگر آن است که مقاومت مسلحانه در برابر اشغال مستمر، در چارچوب فقه اسلامی واجد مشروعیت شرعی تلقی می‌شود. بنابراین عملیات طوفان الاقصی را می‌توان به‌عنوان نمونه‌ای از تعامل و هم‌پوشانی میان قواعد حقوق بین‌الملل و فقه جهاد دفاعی در بستر مخاصمات نامتقارن تحلیل کرد.

بازخوانی تجربه رادیکالیسم اسلامی در افغانستان مطالعه موردی تقابل جریانات اسلامی رادیکال راست سنتی((طالبان)) و چپ ((مجاهدین))

صفحه 16-36

پریسا امیری فرد، محفوظ محمدی

چکیده در تاریخ سیاسی افغانستان ، مبارزه با استبداد در دوره جنگ سرد تاریخی از شکل گیری حکومت کمونیستی به رهبری حزب مجاهدین خلق را در پی داشته است که در اثر عوامل و مولفه های درونی و بیرونی ، شکست مجاهدین خلق از طالبان زمینه ایجاد تاریخ هرج و مرج و اغتشاشات داخلی و بی ثباتی و ناامنی در افغانستان بوده است. مجاهدین خلق در دوران جنگ سرد به پشتیبانی شوروی مستقر و سپس به دنبال حمایت آمریکا از ایشان با توجه به انشعابات و اختلافات حزبی و مبارزه با دین و عقاید مردم افغانستان در روش ماتریالیستی و آته ایستی خود به شکل گیری طالبان در برابر خود و حمایت آمریکا از طالبان و مجاهدین خلق و حمایت شوروی از مجاهدین خلق و طالبان به بی ثباتی گسترده ای در افغانستان دامن زدند و سقوط کردند. طالبان قدرت را به دست گرفتند و در مبارزه با طالبان مجاهدین خلق با تجهیز و مسلح شدن بواسطه کمک های آمریکا، شوروی، پاکستان از ایشان و طالبان اقتصادسیاسی وابسته ، موجی از منازعات دینی و تنازعات فرقه ای و قبیله ای را دامن زدند و این تاریخ سیاسی را با قتل عام، زندانی کردن و شکنجه هزاران افغان همراه کردند. در این مقاله زمینه به قدرت رسیدن طالبان در مبارزه با مجاهدین خلق افغان را به عنوان متغیر تابع و مستقل به ترتیب بررسی می کنیم.

بازخوانی راهبرد مقاومت اقتصادی در بستر بیداری اسلامی: ظرفیت‌ها و چالش‌های جنبش فلسطینی تحریم اقتصادی، عدم سرمایه‌گذاری و تحریم دولتی رژیم صهیونیستی در پرتو تجربه آفریقای جنوبی

صفحه 37-55

روح اله کهن هوش نژاد، حامد قشقاوی

چکیده این مقاله به تحلیل مقایسه‌ای نقش و کارآمدی مقاومت اقتصادی در دو جنبش مهم معاصر، یعنی جنبش ضد آپارتاید آفریقای جنوبی و جنبش فلسطینی تحریم اقتصادی، عدم سرمایه‌گذاری و تحریم دولتی رژیم صهیونیستی در بستر بیداری اسلامی می‌پردازد. هدف پژوهش، بررسی این مسأله است که تا چه حد می‌توان از تجربه موفق تحریم‌ها علیه رژیم آپارتاید برای طراحی راهبردهای مؤثر در مبارزه با اشغالگری و تبعیض در فلسطین بهره گرفت. مقاله با استفاده از چارچوب نظری اقتصاد سیاسی انتقادی و روش مطالعه موردی مقایسه‌ای، ضمن نقد رویکرد قیاس‌گرایانه رایج، تفاوت‌ها و شباهت‌های ساختاری، سیاسی و اجتماعی دو مورد را تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که موفقیت تحریم‌ها در آفریقای جنوبی به پیوند طبیعی با جنبش مردمی گسترده و راهبرد تغییر ساختار قدرت داخلی وابسته بود، در حالی که در فلسطین، علی‌رغم ظرفیت‌های گفتمانی و بسیج‌گر بیداری اسلامی برای تقویت همبستگی فراملی، پراکندگی جغرافیایی، نبود رهبری یکپارچه و وابستگی شدید اسرائیل به حمایت‌های غربی، کارآمدی تحریم‌ها را با چالش‌های جدی مواجه ساخته است. همچنین، مقاله تأکید می‌کند که استفاده از تجربیات تاریخی باید با دقت و آگاهی از شرایط خاص هر مورد صورت گیرد و طراحی راهبردهای مؤثر برای جنبش مذکور مستلزم بازنگری انتقادی و تطبیق با واقعیت‌های امروز فلسطین و اسرائیل است. این رویکرد می‌تواند به ارتقای اثربخشی تحریم‌ها و تحقق اهداف جنبش کمک کند.

نقش یمن در موضع‌گیری سیاست خارجی ایران نسبت به عربستان (٢۰٢۰-٢۰۱۰)

صفحه 56-71

بهناز اژدری، نرجس عربشاهی، مهدی حسنی باقری شریف آباد

چکیده رقابت ایران و عربستان از دوران پهلوی آغاز گردید و بسته به اقتضائات داخلی و بین‌المللی استراتژی‌های متفاوتی را دنبال کرده‌اند. با به قدرت رسیدن حوثی‌ها در یمن، ایران و عربستان وارد فاز جدیدی از روابط شده و رفته‌رفته تلاش برای نفوذ خود و مهار دیگری افزایش پیدا کرد. با تهاجم نظامی عربستان به یمن، ایران به جانبداری از محور مقاومت پرداخت و گستره عمق راهبردی خود را افزایش داد. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال است که تحولات داخلی یمن در رقابت ایران و عربستان چه تأثیری بر سیاست خارجی ایران در قبال عربستان داشته است؟ (مسئله) در پاسخ به این سوال باید گفت که رقابت ایران و عربستان در یمن، موجب تهاجمی شدن سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال عربستان شده است. روش تحقیق توصیفی و تحلیلی می‌باشد و داده‌ها نیز با استفاده از منابع معتبر کتابخانه‌ای، اسناد و تارنماهای معتبر جمع‌آوری گردیده است.(روش و ابزار گردآوری داده‌ها) یافته‌های پژوهش نشان‌دهنده سیاست خارجی تهاجمی ایران در قبال عربستان می‌باشد که به دلیل احتمال وقوع جنگ بین دو کشور، صرفا افزایش قدرت نقش تعیین‌کننده‌ای داشته است.(یافته‌ها) هماوردی ایران و عربستان در آوردگاه یمن، با استفاده از تئوری امنیت منطقه‌ای بری بوزان تجزیه و تحلیل می‌شود.

قاعده نفی سبیل؛ مبنای فقهی مقاومت سیاسی در فقه شیعه

صفحه 72-90

سید ابراهیم معصومی، امیر فاضلی

چکیده قاعده نفی سبیل به عنوان یکی از اصول بنیادین و راهبردی در فقه سیاسی شیعه می باشد که مشروعیت و وجوب مقاومت سیاسی را در برابر اشکال مختلف سلطه تبیین می‌کند. مقاومت سیاسی در این چارچوب، نه تنها یک واکنش تاکتیکی، بلکه یک تکلیف شرعی و اجتماعی برای حفظ عزت، استقلال و حاکمیت ملی جامعه اسلامی در مواجهه با نفوذ و غلبه بیگانگان (سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی) تعریف می‌گردد. قاعده نفی سبیل، مستنبط ازآیه 141 سوره نساء و مستظهر به ادله سه‌گانه سنت، اجماع و عقل، مبنای نظری اصلی این رویکرد را تشکیل می‌دهد. این قاعده بر عدم جواز تشریع و جعل هرگونه حکمی از سوی شارع مقدس تأکید دارد که منجر به اعطای "سبیل" برای کفار بر مؤمنان شود. مقاله حاضر، پس از تحلیل ادله و مفاد قاعده نفی سبیل ، به تبیین نقش محوری آن در مشروعیت‌بخشی و وجوب مقاومت سیاسی می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که قاعده نفی سبیل، ضمن نامشروع دانستن هرگونه سلطه و نفوذ خارجی از حیث شرعی، وجوب مبارزه و مقاومت فعال را برای دفع و رفع این سلطه به اثبات می‌رساند. این اصل فقهی، در عمل، به عنوان پارادایمی راهبردی برای تدوین سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی ایران، ایفای نقش می‌نماید. نتیجه‌گیری مقاله حاکی از آن است که قاعده نفی سبیل، فراتر از یک قاعده فقهی جزئی، یک دکترین جامع سیاسی-اجتماعی در فقه شیعه است.

تبیین الگوی مدیران جهادی در تحقق امنیت و وحدت جامعه اسلامی (مورد مطالعه: شهید قاسم سلیمانی)

صفحه 91-108

حسن حاجی زاده اناری، جواد جهانگیر زاده، محمد رسولی

چکیده تاریخ تمدن بشر بیانگر این واقعیت است که برخی از انسان‌ها با نقش‌آفرینی ویژه و تاریخی باعث نقطه عطف تمدنی شده‌اند. در این میان شهید سلیمانی با الگوی کارآمد و سرآمد در گستره بین‌المللی به‌عنوان یک استراتژیست نابغه، مکتب جدیدی را در عرصه بین‌المللی عرضه کرد. در این راستا تدوین و بررسی الگوی شهید در راستای تحقق امنیت وحدت امت اسلامی که هدف تحقیق حاضر نیز می‌باشد ضرورت اساسی می‌یابد. بدین منظور تحقیق حاضر از روش آمیخته بهره برده است، به‌طوری از روش کیفی( داده بنیاد) گراندد تئوری جهت شناسایی و استخراج کدهای الگو استفاده‌شده است و سپس جهت برازش الگوی تدوین‌شده، از مدل‌سازی معادلات ساختار در محیط smart pls بهره برده شده است. در همین راستا یافته‌های تحقیق نشان داده است که 440 کدباز شناسایی‌شده‌اند که 371 کد تکراری بوده و با حذف آن‌ها 69 کد محوری به‌دست‌آمده، که درنهایت با دسته‌بندی آن‌ها 16 کد انتخابی حاصل‌شده‌اند، و سپس با گروه‌بندی( کدهای انتخابی)، 6 گروه( تحت عنوان الگوی شهید سلیمانی) شکل‌گرفته‌اند. درنهایت برازش الگوی تدوین‌شده نشان داده است ‌که مقادیر برازش قدرت تبیین( بیش از 60/0 درصد)، قدرت پیش‌بینی ( بیش از 70/0درصد)، برازش کلی ( 68/0درصد) تعیین‌شده ، که نشانگر این بوده‌اند که تفکرات آینده‌نگارانه، وحدت‌سازی و همگرایی گروها باعث تقویت تعهد، صداقت، مسئولیت‌پذیری وفاداری می‌شده است.