کلیدواژه‌ها = محور مقاومت
تعداد مقالات: 12
بازآرایی موازنه تهدید در غرب آسیا: توافق امنیتی آمریکا–عربستان و پیامدهای آن بر محور مقاومت

بازآرایی موازنه تهدید در غرب آسیا: توافق امنیتی آمریکا–عربستان و پیامدهای آن بر محور مقاومت

دوره 14، شماره 2، تابستان 1404

سید روح الله حاج زرگرباشی، سید محمود آقایی فیروزآبادی

چکیده مقاله حاضر تأثیر توافق امنیتی احتمالی آمریکا–عربستان بر سیاست ریاض نسبت به محور مقاومت را بررسی می‌کند. عملیات طوفان الأقصی عادی‌سازی روابط عربستان–اسرائیل را به تأخیر انداخت، اما تحقق آن در شرایط مساعد اجتناب‌ناپذیر است. این توافق، پیش‌شرط اصلی ریاض برای عادی‌سازی بوده و شامل تضمین‌های دفاعی بی‌سابقه آمریکا، دسترسی واشنگتن به خاک عربستان، همکاری نظامی گسترده و همکاری هسته‌ای غیرنظامی است. پذیرش این مفاد توسط آمریکا، سیاست خارجی عربستان در قبال محور مقاومت را دگرگون خواهد کرد. ازاین‌رو، تحلیل پیامدهای آن برای غرب آسیا با تأکید بر منافع ملی ایران ضروری است. داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای جمع‌آوری و با روش کیفی تحلیلی-تبیینی بررسی شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد تضمین‌های امنیتی آمریکا قدرت چانه‌زنی ریاض در برابر ایران و محور مقاومت را افزایش می‌دهد. برخورداری عربستان از حفاظت مشابه ماده ۵ ناتو، آن را از تهدیدات تهران یا دیگر اعضای محور مصون می‌سازد. در نتیجه، این توافق در صورت اجرا، محور مقاومت را در تنگنای امنیتی تاریخی قرار می‌دهد که اسرائیل، عربستان و آمریکا در قالب موازنه تهدید گسترده، آن را مدیریت خواهند کرد.

کاربست نظریه تحلیل گفتمان در تبیین و بازخوانی گفتمان جبهه مقاومت (با تأکید بر عملیات طوفان‌الاقصی)

کاربست نظریه تحلیل گفتمان در تبیین و بازخوانی گفتمان جبهه مقاومت (با تأکید بر عملیات طوفان‌الاقصی)

دوره 13، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 72-53

سید زکریا محمودی رجا، جعفر مرادیان

چکیده در پاسخ به تشکیل جریان‌های سکولار و تکفیری و نیز مداخله گسترده عوامل خارجی در منطقه، و همچنین در واکنش به جنایات رژیم صهیونیستی و بی‌توجهی جهانی به حقوق فلسطینیان، گفتمان مقاومت در دهه‌های اخیر به‌عنوان یک نیروی عدالت‌طلب و سلطه‌ستیز در سطح منطقه و جهان مطرح‌شده است. عملیات طوفان‌الاقصی در اکتبر ۲۰۲۳ توسط گروه سیاسی حماس انجام شد. این عملیات نشانه‌ای از شکست رویکرد سازش‌گرایانه و تسلیم‌طلبانه در مذاکرات فلسطین با رژیم صهیونیستی است. همچنین طوفان‌الاقصی بیانگر تقویت گفتمان مقاومت برای مقابله با توسعه‌طلبی رژیم صهیونیستی و نظام سلطه در منطقه می‌باشد (مسئله).این پژوهش باهدف تحلیل گفتمان جبهه مقاومت و تبیین نقش آن در تحولات منطقه‌ای و جهانی، با تمرکز بر عملیات طوفان‌الاقصی به‌عنوان مسئله‌ای ژئوپلیتیکی انجام‌شده است (اهداف).پرسش اصلی این است که گفتمان مقاومت بر چه اصولی تکیه دارد و چگونه توانسته نظم‌های مسلط را به چالش بکشد و در عرصه بین‌المللی نقش‌آفرینی کند؟ (سؤال پژوهش) این مطالعه با استفاده از روش کیفی و چارچوب تحلیل گفتمان لاکلا و موف، به بررسی دال‌های مرکزی و مفصل‌بندی‌های گفتمان مقاومت می‌پردازد (روش).یافته‌ها نشان می‌دهد که گفتمان مقاومت با تأکید بر احیای مسئله فلسطین، مقابله با رویکردهای سازش‌طلبانه، عدالت‌خواهی و افشای نظام‌های استعماری، موفق شده سلطه گفتمان مسلط را زیر سؤال ببرد و به یک جریان مؤثر در منطقه تبدیل شود (یافته‌ها)

سیاست های عربستان در لبنان و پیامدهای آن بر محور مقاومت (2022-2011)

سیاست های عربستان در لبنان و پیامدهای آن بر محور مقاومت (2022-2011)

دوره 13، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 119-140

مجید عباسی(اشلقی)، فاطمه مقصودی

چکیده عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران دو قدرت منطقه ای تأثیرگذار و رقیب در لبنان هستند. ایران از دهه 1980 و با شکلگیری حزب الله حضور تاثیرگذار در فضای سیاسی لبنان را تثبیت نمود و سعودی ها نیز بعد از جنگ داخلی و با توافق طائف نفوذ خود را در این کشور حفظ کردند. این رقابت تا سال 2005 و ترور حریری به صورت خاموش تداوم داشت. ولیکن از این سال به بعد در قالب حمایت از ائتلاف های 8 و 14 مارس آغاز شد، در جنگ 33 روزه تداوم یافت و با جهت گیری در قبال بیداری اسلامی در سال 2011 به اوج رسید. هدف اصلی این پژوهش مطالعه سیاست های عربستان در لبنان در قبال نفوذ جمهوری اسلامی ایران، روند بیداری اسلامی و محور مقاومت است. سوال اصلی عبارت از این است که عربستان سعودی چه سیاست هایی را در لبنان بین سال های 2011 تا 2012 اتخاذ و پیگیری نموده است؟ فرضیه اصلی عبارت از آن است که عربستان سعودی با حمایت از جریان 14 مارس (حزب المستقبل، الکتائب و القوات اللبنانیه) تلاش نموده تأثیرگذاری خود را در فضای داخلی لبنان افزایش داده و نفوذ جریان مقاومت و جمهوری اسلامی ایران را کاهش دهد. این پژوهش با استفاده از رویکرد توصیفی-تبیینی و بهره‌مندی از منابع کتابخانه‌ای، سیاست عربستان در لبنان را توضیح و چگونگی تأثیرگذاری این سیاست‌ها بر ایران، بیداری اسلامی و محور مقاومت را تبیین می‌نماید.

تحلیل نقش جمهوری اسلامی ایران در شکست گروه تروریستی داعش بر اساس رهیافت محور مقاومت

تحلیل نقش جمهوری اسلامی ایران در شکست گروه تروریستی داعش بر اساس رهیافت محور مقاومت

دوره 12، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 7-29

فریبا ترجمان، پرویز دلیرپور

چکیده یکی از سیاست‌های جهان غرب و متحدانش به منظور ضربه‌زدن بر محور مقاومت تحت رهبری جمهوری اسلامی ایران، تأسیس و حمایت از گروه تروریستی داعش بوده است. مقالۀ حاضر با بهره گیری از رهیافت محور مقاومت، در پی آن است که به تحلیل نقش ایران در شکست گروه تروریستی داعش بپردازد. برای این منظور تلاش شده است تا از روش ترکیبی استفاده گردد. بر این اساس، در ابتدا با استفاده از مطالعات اکتشافی به بررسی عواملی پرداخته شده است که در نقش ایران جهت شکست این گروه تروریستی مؤثر بوده است و سازوکارهای ایران برای شکست داعش را تحلیل نماید. در مرحله بعد با روش نمونه گیری غیر تصادفی، نمونۀ آماری از خبرگان دانشگاهی به تعداد 30 نفر مورد انتخاب قرار گرفت و یافته های این پژوهش به وسیلۀ پرسشنامه به آنها ارائه و داده‌ها از طریق نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد، که ایران با اتخاذ راهبردهایی مانند ائتلاف با دولت‌ها و گروه‌های مختلف سیاسی و مذهبی، ارتباط بیشتر با اقلیم کردستان عراق، بهره‌گیری از نیروهای کارآمد نظامی-امنیتی در عراق و سوریه، سامان‌دهی نیروهای مردمی و شبه نظامی شیعه نقشی کلیدی در مقابله با اقدامات داعش داشته است. همچنین در چارچوب رهیافت محور مقاومت، تهدید هویتی و فیزیکی داعش علیه منافع حیاتی ایران در تحلیل چرایی فهم رفتار سیاستگزاران جمهوری اسلامی در اقدام جدی علیه این گروه تروریستی مؤثر بوده است.

دهه پنجم انقلاب اسلامی و تصویر آینده جبهه مقاومت

دهه پنجم انقلاب اسلامی و تصویر آینده جبهه مقاومت

دوره 12، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 7-28

سعید محمدی، مجید نجات پور، مجتبی نوروزی

چکیده مقاله حاضر به دنبال این پرسش اساسی است که نسبت "مفهوم مقاومت اسلامی" با توجه به تحولات معاصر منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا، با دهه پنجم انقلاب اسلامی چگونه است؟ به تعبیری آیا تحولات در دو سطح به صورت هم‌افزا و همگرا است و یا اینکه تحولات در قالب دیگری قابل تحلیل و ارزیابی است؟ (مسئله) تحقیق حاضر از نوع مطالعات کیفی و روش پژوهش، روش آینده پژوهی-سناریوپردازی است. گردآوری اطلاعات در این مقاله با بهره گیری از منابع اسنادی، کتابخانه‌ای اعم از کتب، مقالات و داده‌های اینترنتی انجام شده است. (روش) با توجه به نتایج به دست آمده از یافته های تحقیق می توان نسبت ایده مقاومت اسلامی با تحولات دهه پنجم انقلاب اسلامی را بدین گونه صورت‌بندی نمود: نخست، گذار از رویکرد تاثیر خطی انقلاب اسلامی بر ایده مقاومت و نمایان شدن ارتباط متقابل و غیرخطی دو گفتمان بر یکدیگر، دوم، ایجاد پایداری نسبی در روابط به جای فراز و فرودهای ناپایدار پیشین، سوم، گذار از روابط ساده پیشین و ورود به نوعی از پیچیدگی در سطح و عمق ارتباطات دو گفتمان و چهارم، همسو نمودن دیپلماسی رسمی و غیررسمی جهت نیل به اهداف مشخص در هر دو گفتمان. (یافته‌ها)

بررسی ریشه ها و پیامدهای بیداری اسلامی (۲۰۱۰-۲۰۱۱)

بررسی ریشه ها و پیامدهای بیداری اسلامی (۲۰۱۰-۲۰۱۱)

دوره 12، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 153-171

عباسعلی طالبی، سیدمحمد رضا موسوی

چکیده جنبش بیداری اسلامی طی سال های ۲۰۱۰-۲۰۱۱، زنگ خطر را برای حکومت های جهان عرب که اغلب به دلیل اقتدارگرایی رژیم حاکم برآن دچار ایستایی سیاسی بودند و همواره از هرگونه تغییرگسترده در محیط پیرامونی خویش به ویژه تغییر از بالا و قیام مردمی بسیار هراسان بودند، به صدا درآورد. اگرچه این تحولات درکوتاه مدت نتوانست به طور یکسان در همه کشورها تغییرات عمیق و ساختاری ایجادکند، اما توانست زمینه‌­های سقوط حکومت در مصر، تونس و لیبی که تحولات نوظهور را نادیده می گرفتند، فراهم آورد و در بعضی کشورها تجمعات اعتراضی موجی از تغییرات از بالا را توسط حکومت ها به همراه داشته و منجر به بازبینی ساختاری در سیاست های اعمالی بر شهروندان شد. مقاله با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی (روش) به طرح این سوال پرداخت که دلایل شکل گیری جنبش بیداری اسلامی چه بوده و چه پیامدهایی در کشورهای عربی بدنبال داشته است؟ (مساله) در پاسخ این فرضیه مطرح شد که وخامت اوضاع اقتصادی، رسانه­ ها و ساختار حکومت نقش زیادی در شکل گیری جنبش داشته و پیامدهایی چون تقویت محور مقاومت، دمیدن روح جسارت و امید در جوانان، شکل گیری نظم منطقه­ای و بازتولید قدرت شیعی در منطقه داشته است(یافته‌ها).

تبیین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در سوریه (۲۰۱۰- ۲۰۲۲م)

تبیین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در سوریه (۲۰۱۰- ۲۰۲۲م)

دوره 12، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 174-205

همت اله شمولی، بهادر نوکنده

چکیده هدف این پژوهش، دست‌یابی به درک صحیحی از رویکرد رئالیسم تدافعی جمهوری اسلامی ایران در راستای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در سوریه است.(هدف) مسئله اصلی این پژوهش این است که منافع ملی ج.ا.ایران در سوریه در سال های 2010-2022م چیست؟ برای پاسخ به این پرسش، این فرضیه ارائه می شودکه: منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در سوریه، حمایت، حفاظت وتقویت محور مقاومت، و کمک به امنیت و ثبات سوریه است. به علت قرار داشتن سوریه در صف اول مقاومت علیه رژیم صهیونیستی و وجود خط پشتیبانی ایران از حزب‌الله لبنان در سوریه از حمایت ایران برخوردار است.( مسئله) چارچوب نظری پژوهش بر اساس نظریه رئالیسم تدافعی استفان والت و جک اسنایدر استفاده شده است. روش پژوهش روش تبیینی– تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی انجام گرفته است(روش)یافته های پژوهش نشان می دهد،. که ج.ا.ایران، خود را رهبر جبهه مقاومت در برابر آمریکا و ارژیم صهیونیستی می‌داند. منافع ملی ج.ا.ایران در سوریه در چارچوب منافع ایدئو لوژیکی، استراتژیکی، و اکونومیکی و ژئوپلیتیکی تعریف می شود.ج.ا.ایران سعی دارد با نفوذ بیشتر در منطقه و بهره گیری از سیاست اتحاد با سوریه، نخست امنیت ملی خویش و پس از آن، منافع ملی خود را تأمین کند.(یافته ها).

بررسی تاثیر شکل گیری و گسترش قدرت محور مقاومت اسلامی برافول هژمونی آمریکا در منطقه غرب آسیا

بررسی تاثیر شکل گیری و گسترش قدرت محور مقاومت اسلامی برافول هژمونی آمریکا در منطقه غرب آسیا

دوره 12، شماره 1، بهار 1402، صفحه 129-148

محسن نصر اصفهانی، زهرا کرانی، حسن علییاری

چکیده افول هژمونی آمریکا از مهم‌ترین مباحث مطرح و حائز اهمیت در ادبیات روابط بین‌الملل در طی سالیان اخیر بوده که همواره ذهن بسیاری از تحلیل‌گران و سیاستمداران جهانی را به‌ خود مشغول ساخته است. درطی دهه‌های اخیر با الگوپذیری سایر ملت-های منطقه از مبانی و اصول تحول‌زای انقلاب اسلامی و با بهره‌گیری از تحولات بیداری اسلامی، شیوه‌ای از ائتلاف نانوشته بین دولت ها و ملت‌های منطقه غرب آسیا با محوریت قدرت مقاومت اسلامی جهت مقابله با سیاست‌های استکباری و درنهایت افول تدریجی هژمونی آمریکا در منطقه غرب آسیا شکل گرفت. سوال اصلی پژوهش حاضر بدین شکل مطرح می‌شود که شکل-گیری و گسترش قدرت محور مقاومت اسلامی در منطقه غرب آسیا چه تاثیری بر افول هژمونی آمریکا داشته است(مسئله)؛ با استفاده از رویکرد توصیفی- تحلیلی به پژوهش حاضر خواهیم پرداخت(روش)؛ یافته‌های حاصل از پژوهش در دو سطح منطقه-ای و بین المللی نشان دهنده مولفه‌هایی چون: وحدت و تنش‌زدایی بین دولت‌ها در منطقه غرب آسیا، پویایی و شکل‌گیری موازنه قدرت درعرصه بین‌الملل، خشم و انزجار عمومی ملت‌ها از آمریکا در منطقه غرب آسیا، گسترش ارزش‌های انقلاب اسلامی و پویایی نظام اسلامی در درون ملت‌ها و دولت‌های منطقه، شکست ائتلافات و اتحادهای جهانی با محوریت آمریکا و هم پیمانان آن می باشد(یافته‌ها).

بررسی مجموعه امنیتی خاورمیانه و شناخت ائتلاف ها و تهدیدها (با تأکید بر نقش ائتلاف محور مقاومت در مناسبات آن مجموعه)

بررسی مجموعه امنیتی خاورمیانه و شناخت ائتلاف ها و تهدیدها (با تأکید بر نقش ائتلاف محور مقاومت در مناسبات آن مجموعه)

دوره 10، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 127-148

محمد عسکری کرمانی، حسین معین آبادی بیدگلی

چکیده مجموعه امنیتی خاورمیانه یک مجموعه امنیتی خاص و پیچیده است و در دل آن ائتلاف‌هایی وجود دارند که به دلایل مختلف سیاسی، نظامی، امنیتی و ایدئولوژیک دچار اختلاف هستند. هدف اصلی پژوهش بازشناسی مجموعه امنیتی خاورمیانه با تأکید بر چیستی و چگونگی ائتلاف‌های سازنده با نگاهی ویژه‌بر وضعیت نقش‌آفرینی ائتلاف محور مقاومت است. (هدف) بر این اساس پرسش‌های اصلی این پژوهش بدین گونه است که چه ائتلاف‌هایی در مجموعه امنیتی خاورمیانه وجود دارند؟ و ائتلاف محور مقاومت چگونه در مناسبات امنیتی مجموعه خاورمیانه نقش‌آفرینی کرده است؟ (مسئله) برمبنای روش تحلیلی – توصیفی (روش) فرضیه‌های مقاله مبتنی بر آن است که ائتلاف‌های مجموعه امنیتی خاورمیانه با یکدیگر تعامل ندارند، همگن نیستند و مدام یکدیگر را تهدید می‌کنند. ثانیاً محور مقاومت با اثرگذاری مثبت در هر یک از تحولات جریان ساز خاورمیانه زمینه‌ساز کسب اعتبار امنیتی – سیاسی برای خود بوده است.(فرضیه) یافته‌های پژوهشی حاکی از شناسایی سه ائتلاف عمده در مجموعه امنیتی خاورمیانه شامل: ۱) ائتلاف محور مقاومت ۲) ائتلاف بلوک سنی ۳) ائتلاف دفاکتو عبری - عربی است. نهایتاً در خصوص محور مقاومت باید گفت که این ائتلاف به دلیل تأثیرگذاری مثبت در هر یک از تحولات اخیر خاورمیانه منافع مدنظر خود را تأمین نموده و در آرایش سیاسی – امنیتی مجموعه تأثیر شگرفی نهاده است. (یافته‌ها)

استراتژی دو قدرت بزرگ منطقه ای (جمهوری اسلامی و عربستان سعودی) در حوزه سیاست گذاری خارجی و تروریسم در منطقه تحت نفوذ خود

استراتژی دو قدرت بزرگ منطقه ای (جمهوری اسلامی و عربستان سعودی) در حوزه سیاست گذاری خارجی و تروریسم در منطقه تحت نفوذ خود

دوره 10، شماره 1، بهار 1400، صفحه 77-101

محسن جمشیدی، میر ابراهیم صدیق، محمود بسطامی

چکیده در چند دهه ی اخیر ایران وعربستان بعنوان دوقدرت منطقه ای دچار تعارضات ایدئولوژیکی- ژئوپلتیکی(در حوزه مشترک تحت نفوذ) باهم بوده اند. (مسئله) به نظرمی رسد با توجه به تحولات شکل گرفته و همچنین موقعیت و منافع استراتژیکی-راهبردی این دو قدرت هر کدام با اتخاذ سیاست های مورد نظر در پی حذف رقیب و نائل شدن به هدف مورد نظر(هژمون منطقه) می‌باشند.(فرضیه) درپژوهش حاضر از روش کیفی- تفسیری با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی استفاده شده است. (روش) جمهوری اسلامی در پی حفظ آرمان های انقلاب اسلامی و افزایش قدرت خود در تمامی ابعاد و گسترش حوزه ی نفوذ ایدئولوژیک خود (محور مقاومت - شرق و تشیع گرایی) و گسترش قدرت نرم خود با بالا بردن افزایش ضریب تاثیر گذاری خود در برهم زدن معادلات منطقه است. اما عربستان بعنوان رقیب در پی حفظ بقاء سیاسی قدرت سنی - وهابیت و (محور غربی – عربی) و همچنین گسترش آموزه های وهابیت و افزایش قدرت نسبی خود در مقابله با حوزه نفوذ ایران است. لذا واکاوی معادلات منطقه ی تحت نفوذ و اینده ی ان، با استفاده ازرویکردهای دوگانه ای که دو قدرت منطقه ای (ایران، عربستان) اتخاذ نموده‌اند، را شکل می دهند .(یافته‌ها)
 

بازخوانی مؤلفه‌های نظم نوین در حال شکل‌گیری در منطقه غرب آسیا در پرتو بیداری اسلامی

بازخوانی مؤلفه‌های نظم نوین در حال شکل‌گیری در منطقه غرب آسیا در پرتو بیداری اسلامی

دوره 9، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 189-218

امیر محمد اسماعیلی، مهدی جاودانی مقدم

چکیده منطقه غرب آسیا در دهه دوم قرن بیست‌ویک با تحولات و پویایی‌های جدیدی مواجه بوده است. ظهور بیداری اسلامی در منطقه نویدبخش شکل‌گیری نظم نوینی بوده است که با نظم مستقر تفاوت‌هایی چشمگیری دارد و بازیگران جدیدی در شکل‌گیری آن به ایفای نقش پرداخته‌اند. شناخت مؤلفه‌های نظم پیشین و نظم در حال شکل‌گیری و جایگاه بیداری اسلامی در این تحولات از اهمیت زیادی برخوردار است. در این چارچوب، سؤال اصلی این پژوهش آن است که جایگاه و نقش بیداری اسلامی در شکل‌گیری نظم نوین منطقه‌ای در غرب آسیا چیست. یافته‌های این پژوهش که از تکنیک اسنادی و کتابخانه‌ای و از روش کیفی برای تحلیل داده‌ها بهره گرفته است نشان می دهد که بیداری اسلامی نقطه عطفی در تاریخ تحولات غرب آسیا به شمار می‌رود که در پی آن نظم پیشین در حال شکسته شدن و تبدیل به نظم جدیدی با مؤلفه‌های منطقه‌گرایی است. محور مقاومت نیز به‌عنوان نیرویی برآمده از درون، بازیگر اصلی در روند تحولات بوده است. در سوی مقابل قدرت‌های بیگانه نتوانسته‌اند نظم مطلوب خود را شکل دهند. انجام شده است.

بررسی محور مقاومت و آینده نظام سلطه با استفاده از نظریه نظام جهانی

بررسی محور مقاومت و آینده نظام سلطه با استفاده از نظریه نظام جهانی

دوره 7، شماره 14، اسفند 1397، صفحه 7-28

سید زکریا محمودی رجا، علی باقری دولت آبادی، بهنام راوش

چکیده یکی از مباحثی که به لحاظ نظری همواره ذهن اندیشمندان حوزه روابط بین الملل را به خود مشغول داشته است نوع نظام بین الملل و آینده آن است. از زمانی که آمریکا موفق شد بر اردوگاه کمونیسم پیروز شود این بحث مجدد در محافل آکادمیک رونق گرفت که آینده نظام جدید که رهبری آن را آمریکا در دست دارد چه خواهد شد. آیا این کشور می تواند مثل همتای انگلیسی خود به مدت چندین قرن بر جهان سلطه داشته باشد یا خیر؟ عموم متفکران راه آمریکا در این خصوص را هموار تلقی می کردند و برخی کوشیدند اسلام را تنها مانع پیش روی آمریکا در قرن پیش رو برشمرند. اما هیچ کس به محور مقاومت در خاورمیانه و تاثیر آن در این باره توجهی ننمود. تنها پس از خروج اسرائیل از جنوب لبنان و شکست این رژیم در جنگ 33 روز و 22 روز بود که نگاه ها معطوف به محور مقاومت گردید. گفتمان مقاومت خوانشی انتقادی، قرائتی واساختی و تضعیف کننده از نظام سلطه بود. مقاله پیش رو با استفاده از نظریه نظام جهانی والرشتاین و روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی نقش محور مقاومت در مقابله با نظام سلطه و آینده این نظام می پردازد. فرضیه اصلی پژوهش حاضر این است که جبهه مقاومت با محوریت ایران و تکیه بر آرمان های اسلامی در منطقه توانسته مشروعیت نظام سلطه را به چالش کشیده و قدرت آن را به تحلیل ببرد