کلیدواژه‌ها = ادبیات مقاومت
تعداد مقالات: 7
نقش زبان و ادبیات فارسی در گسترش آرمان‌های بیداری اسلامی در جهان اسلام

نقش زبان و ادبیات فارسی در گسترش آرمان‌های بیداری اسلامی در جهان اسلام

دوره 15، شماره 1، بهار 1405

بتول علیزاده ماهانی

چکیده در عصر تحولات سریع فرهنگی و سیاسی جهان اسلام، بررسی نقش زبان و ادبیات فارسی در تبیین و گسترش آرمان‌های بیداری اسلامی، ضرورتی حیاتی یافته است. روش پژوهش بر مبنای رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و تطبیقی شکل گرفته‌است؛ ضمنِ مطالعه منابع تاریخی و معاصر، تحلیل محتوای متون شاخص ادبی و بررسی تطوری مفهوم بیداری اسلامی در بستر ادب فارسی، چارچوب تبیینی پژوهش ارائه شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که زبان و ادبیات فارسی، فراتر از یک ابزار انتقال صرف، به‌مثابه شبکه‌ای از معانی و گفتمان‌های تمدنی، نقشی محوری در احیای هویت اسلامی، تقویت روح مقاومت و ترویج آرمان‌های عدالت‌خواهانه و وحدت‌آفرین ایفا نموده است. این کارکرد، هم در متون کلاسیک ـ با بازتاب مؤلفه‌هایی چون بیداری، جهاد اکبر و دعوت به بازسازی هویت جمعی ـ و هم در آثار معاصر ـ از رهگذر ادبیات مقاومت، ترجمه و گسترش رسانه‌های فارسی‌زبان ـ به صورتی عینی قابل مشاهده است. بر مبنای تحلیل داده‌ها، ظرفیت تعاملی و میان‌فرهنگی زبان فارسی، ابزاری برجسته برای تقویت وحدت و پویایی فکری امت اسلامی و پاسخ‌گویی به چالش‌های تمدنی عصر جدید ارزیابی می‌شود.

ترسیم سیمای اشغالگران یهود در شعر «محمود درویش» شاعر مقاومت فلسطین و نقش آن در بیداری اسلامی

ترسیم سیمای اشغالگران یهود در شعر «محمود درویش» شاعر مقاومت فلسطین و نقش آن در بیداری اسلامی

دوره 14، شماره 2، تابستان 1404

علی محمدزاده سلطان احمدی، محمدرضا اسلامی

چکیده سال 1948م، سال تأسیس رژیم غاصب و جعلی اسرائیل است ونسل شاعرانی که بعد از آن درباره ی مساله ی فلسطین شعرسرودند بایدنسل «شکست، حزن و سرشکسته» خواند تا اینکه این وضع بعد از انقلاب سال 1952م، اندک اندک دگرگون می شودو با رشدحس قومیت عرب در منطقه و پیروزی انقلاب های ملل جهان و بیداری اسلامی در آن درسایه ی مقاومت مسلحانه، نسلی به صحنه ی مبارزه و تفکر می آید که درچشم انداز او همه چیز با نسل پیشین متفاوت است محمود درویش (1941-2008) شاعر این نسل است که با اقدام عملی و شعر خودنه تنها به مبارزه بایهودیان صهیونیسم اقدام می کندبلکه به افشاگری چهره ی واقعی آنان در شعر خودمیپردازد (مسئله) پژوهش حاضر تلاش می کند تا به شیوه ی تحلیلی- توصیفی به تبیین و ترسیم سیمای اشغالگران یهود درشعر محمود درویش و تاثیر آن بر ذهن و درک مخاطب در بیداری اسلامی و مقاومت بپردازد. (روش) نتایج کلی این پژوهش بیانگر آن است که درویش در شعر خاصه در اشعار سیاسی خود بیشتر از میراث، نماد، رمز و اسطوره بهره می جوید تا اینکه به ترسیم چهره ی واقعی اشغالگران یهود، باورها، اهداف و نقش آنها در محو هویت اسلامی و عربی و تقویت روحیه ی نژاد پرستی براساس باورهای انحرافی و اسطوره های تحریفی یهودیان، بپردازد و شعر خود را به عنوان ابزاری برای تحدّی و مبارزه طلبی با دشمن اشغالگر بداند. (یافته ها)

خوانش تطبیقی مقاومت اسلامی در دو داستان کوتاه «الصغیر یذهب إلی المخیم» اثر غسان کنفانی و «مهاجر کوچک» از محمدرضا سرشار (با تکیه بر نظریه گفت‌وگومداری باختین)

خوانش تطبیقی مقاومت اسلامی در دو داستان کوتاه «الصغیر یذهب إلی المخیم» اثر غسان کنفانی و «مهاجر کوچک» از محمدرضا سرشار (با تکیه بر نظریه گفت‌وگومداری باختین)

دوره 13، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 52-33

صابره سیاوشی، پرستو بهمنی آلوارس

چکیده نیاز فطری انسان برای زیستن با سایرین و دوری از انزوا، سبب شکل‌گیری انواع ارتباط و گفت‌وگو شده است؛ اما این ارتباط مستمر و در بستر تاریخ، زمان‌ها و مکان‌ها، دستخوش دگرگونی‌هایی شده‌است(مسئله). ادبیات نیز به روابط میان انسان‌ها و نوع گفتگوی حاکم بر این روابط، اهتمامی خاص‌داشته‌است؛ زیرا، که شاکله اصلی ادبیات، گفتگو و ارتباط است و بر همین اساس، انواع ادبی از جمله رمان شکل‌گرفته‌است. نظریه گفت‌وگومداری میخائیل باختین نیز بر همین مبنا پی‌ریزی شده است و باختین در آن، مؤلفه‌هایی مانند گفت-وگو، بینامتنیت، کارناوال و... را ارائه داده است. این پژوهش با روشی توصیفی_تحلیلی و برپایه مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی با تکیه بر منطق مکالمه باختین(روش)، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که داستان‌های الصغیر یذهب إلی المخیم از غسان کنفانی و مهاجر کوچک از محمدرضا سرشار که هر دو در زمینه ادبیات مقاومت و بیان دشواری‌های پیش آمده برای کودکان و خانواده‌هایشان هستند، تا چه میزان نسبت به مؤلفه‌های انگاره باختین پایبند بوده اند؟(هدف).نتایج نشان‌دهندۀ آن است که: هر دو داستان دارای منطق گفتگویی و نوعی دموکراسی هستند و مؤلفه‌هایی از انگاره باختین همچون: انواع مونولگ، دیالوگ، معرفی شخصیت‌ها، زاویه دید در آنها وجود دارد؛ با این تفاوت که این دموکراسی در داستان مهاجر کوچک به طور محسوس‌تری قابل مشاهده است(یافته‌ها).

بازتاب پایداری و بیداری اسلامی در لالایی‌های کُردی (مطالعۀ موردی لالایی‌های بیداری هژار و ملّاآواره)

بازتاب پایداری و بیداری اسلامی در لالایی‌های کُردی (مطالعۀ موردی لالایی‌های بیداری هژار و ملّاآواره)

دوره 12، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 77-96

زهرا جمشیدی

چکیده پژوهش حاضر درصدد بررسی لالایی‌هایی بیداری کُردی هژار و ملاآواره، دو تن از شاعران مبارز در دوران حکومت پهلوی است (مسأله). این مقاله با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه‌ای (روش) به تحلیل سیاسی لالایی‌های بیداری هژار و ملاآواره می‌پردازد. برایند پژوهش گویای آن است که در ادبیات کردی، لالایی یکی از ابزارهایی بوده‌است که شاعران آزادی‌خواه به‌وسیلۀ آن‌ها روحیۀ ایستادگی در برابر حکومت پهلوی را به کودکان منتقل می‌کردند. ساختار لالایی‌های مورد مطالعه، یکسان و کارکردی مبارزاتی دارند. هر دو شاعر، لالایی‌ها را با بیانی عاطفی در قالب نوازش کودک و صبر مادر در برابر گریه‌های طفل آغاز می‌کنند. آنگاه با بیانی نمادین، گریه‌های کودک را مقدمه‌ای برای دردها و گریه‌های بزرگ‌سالی معرفی و بند قنداق را به بند و زنجیر حکومت پهلوی تشبیه کرده‌اند. سپس، شاعران از زبان مادر اندوه ناشی از بیداد رژیم پهلوی را با روشی واقع‌گرا بیان و پس از آن با زبانی حماسی، اصل‌و‌نسب و شرافت ایرانیان و قوم کُرد را ذکر و کودک را به مبارزه و پایداری تهییج می‌کنند. درنهایت، شاعران کسب دانش و مبارزۀ قلمی را یکی از راه‌های ضربه‌زدن به استبداد معرفی می‌کنند و از کودک می‌خواهند همواره در راه کسب دانش پرتلاش باشدبه دلیل کارکرد مبارزه‌ای و بستر مشترک فرهنگی و زبانی، لالایی‌های مورد مطالعه، تفاوت آشکاری با یکدیگر ندارند (یافته‌ها).

تحلیل لایه‌های سبک‌شناسی خطبه جهاد در بازیابی بن‌مایه‌های ادبیات مقاومت

تحلیل لایه‌های سبک‌شناسی خطبه جهاد در بازیابی بن‌مایه‌های ادبیات مقاومت

دوره 10، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 7-30

محمد غفوری فر، فاطمه بشارتی

چکیده خطبه جهاد یکی از برجسته‌ترین خطبه‌های نهج‌البلاغه است که بیانگر مبارزه و جهاد، اهمیت و آثار آن، و نیز پیامدهایی ترک جهاد برای امت‌ها است. مقالهٔ پیشِ رو با بررسی مختصات سبکی پر بسامد خطبهٔ جهاد در لایه‌های آوایی، نحوی و بلاغی، با روش توصیفی ـ تحلیلی و بررسی آماری داده‌ها (روش)، می‌کوشد تا با تکیه‌بر دانش سبک‌شناسی به بازشناسی رگه‌ها و بن‌مایه‌های ادبیات مقاومت در این متن ماندگار بپردازد. (مسئله) نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در سطح آوایی، اصوات و الفاظِ گزینش‌شده و موسیقی برآمده از آن‌ها، تداعی‌گر فحوای کلام و بن‌مایه‌های مقاومت و پایداری، همچون تحریض به مقاومت و جهاد، اعتراض توأم با هشدار نسبت به بی‌توجهی و تسامح دینی، نصیحت و ارشاد و عدم ذلت پذیری، تحسر و تأسف نسبت به رخدادها و حوادث است. در سطح نحوی نیز بسامد بالای جمله‌های فعلیه و کوتاه و جمله‌های انشائی به بیان مؤلفهٔ ادبیات مقاومت همچون نفاق و دورویی، نفی تنبلی و نکوهش سستی و تن‌پروری و تحریک غیرت اسلامی برای دفاع و مبارزه به دشمن دلالت دارد. در سطح بلاغی نیز معانی و مضامین مقاومت همچون میهن‌دوستی و تحریک غیرت ملی و دینی برای دفاع و مبارزه، دعوت به‌غفلت ستیزی و هوشیاری از خلال تجسم تصاویر حسی برای ما تداعی می‌شود. (یافته‌ها)

بررسی مهمترین مؤلّفه های آموزه‌های دینی حوزۀ ادبیات پایداری در اشعار انقلاب اسلامی

بررسی مهمترین مؤلّفه های آموزه‌های دینی حوزۀ ادبیات پایداری در اشعار انقلاب اسلامی

دوره 9، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 165-188

حسین مقدس، حسنعلی نوروزی آزارکی، جواد کارخانه

چکیده ادبیات مقاومت و پایداری، یکی از شاخه های شعار انقلاب اسلامی ایران است. بررسی‌ها نشان می-دهد مؤلفه‌های پایداری در اشعار انقلاب اسلامی ایران، برگرفته از آموزه‌های جاودانه قرآن و سنت است که موجب تقویت روحیه شجاعت، ایستادگی در برابر حکومت طاغوت شاهنشاهی، فرمان‌پذیری از رهبر کبیر انقلاب امام خمینی (ره)، بذل جان و یکپارچگی در راه رسیدن به اهداف متعالی در مردم ایران گردیده و تمدن اصیل اسلامی را احیاء نموده است. رمز پیروزی انقلاب اسلامی، بهره‌گیری از آموزه‌های دینی بود که در این میان، آموزه‌های پایداری و مقاومت نقشی اساسی ایفا کرده است. این پژوهش در راستای شناسایی مهمترین مضامین مقاومت و پایداری در اشعار انقلاب اسلامی و تطبیق آن با آموزه‌های اصیل اسلامی، تلاش نموده به بررسی مضامینی همچون، شجاعت و شهامت، مبارزه و ایستادگی در برابر قدرت‌های نامشروع، اطاعت از فرامین رهبر، ایثار و شهادت طلبی، وطن دوستی و وطن‌ستایی، اتحاد و وحدت و... با روش توصیفی- تحلیلی بپردازد.

مقاومت و بیداری اسلامی در اشعار معروف الرصافی و محمدحسین شهریار

مقاومت و بیداری اسلامی در اشعار معروف الرصافی و محمدحسین شهریار

دوره 4، شماره 8، زمستان 1394، صفحه 33-56

عبدالله حسینی، انصار سلیمی نژاد

چکیده مقاومت و پایداری همواره با ظلم ستیزی عجین شده است و آن را تداعی می کند. از این رو ادبیات پایداری اختصاص به سرزمین خاصی ندارد. عشق به سرزمین مادری، آزادی خواهی و پایداری در برابر ظلم، ایجاد امید، و مبارزه با بی هویتی و غفلت مردم، از مهمترین جلوه های ادبیات پایداری در شعر است. معروف الرصافی و محمد حسین شهریار، شاعران عراقی و ایرانی بوده اند که در برابر ظلم و ستم ایستادگی نموده، مردم را به مبارزه علیه آنها دعوت کرده اند. این پژوهش به تحلیل موضوعی جلوه های ظلم ستیزی و مبارزه در برابر ظلم وستم و استعمار در اشعارمعروف الرصافی و شهریار، بر اساس مکتب آمریکایی در ادبیات تطبیقی، می پردازد. با بررسی اشعار شاعر به این نتیجه می رسیم که شاعران، با سرودن اشعاری در راستای آزادی مردم وبیداری و اگاهی آنان در برابر ظلم وستم،نماینده مردمی مظلوم وستمدیدهاند، که از ظلم و جور حاکمان زمان خود به جوش آمده و تصمیم به انقلاب وعدالتخواهی گرفته اند و این خواسته خود را در قالب اشعار مربوط به آگاهی، بیداری و مقاومت مردمی و اسلامی در برابر ظلم و ستم بیان می کنند. و شعر را سلاحی در برابر استعمار و ظالمان قرار می دهند.