دوره و شماره: دوره 15، شماره 1، بهار 1405 
تعداد مقالات: 4

نقش زبان و ادبیات فارسی در گسترش آرمان‌های بیداری اسلامی در جهان اسلام

بتول علیزاده ماهانی

چکیده در عصر تحولات سریع فرهنگی و سیاسی جهان اسلام، بررسی نقش زبان و ادبیات فارسی در تبیین و گسترش آرمان‌های بیداری اسلامی، ضرورتی حیاتی یافته است. روش پژوهش بر مبنای رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و تطبیقی شکل گرفته‌است؛ ضمنِ مطالعه منابع تاریخی و معاصر، تحلیل محتوای متون شاخص ادبی و بررسی تطوری مفهوم بیداری اسلامی در بستر ادب فارسی، چارچوب تبیینی پژوهش ارائه شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که زبان و ادبیات فارسی، فراتر از یک ابزار انتقال صرف، به‌مثابه شبکه‌ای از معانی و گفتمان‌های تمدنی، نقشی محوری در احیای هویت اسلامی، تقویت روح مقاومت و ترویج آرمان‌های عدالت‌خواهانه و وحدت‌آفرین ایفا نموده است. این کارکرد، هم در متون کلاسیک ـ با بازتاب مؤلفه‌هایی چون بیداری، جهاد اکبر و دعوت به بازسازی هویت جمعی ـ و هم در آثار معاصر ـ از رهگذر ادبیات مقاومت، ترجمه و گسترش رسانه‌های فارسی‌زبان ـ به صورتی عینی قابل مشاهده است. بر مبنای تحلیل داده‌ها، ظرفیت تعاملی و میان‌فرهنگی زبان فارسی، ابزاری برجسته برای تقویت وحدت و پویایی فکری امت اسلامی و پاسخ‌گویی به چالش‌های تمدنی عصر جدید ارزیابی می‌شود.

تبیین نقش مسجد در تحقق حکمرانی مبتنی بر بیداری اسلامی از منظر شهید قاسم سلیمانی با تکیه بر بیانات ایشان روز جهانی مسجد

فریده امینی، فتحیه فتاحی زاده، فاطمه میان محله

چکیده مسجد از صدر اسلام در شکل‌گیری و تداوم حکمرانی اسلامی نقشی دیرینه داشته است. شناسایی و معرفی نقش‌ها و کارکردهای مسجد، زمینه بهره‌مندی از ظرفیت‌های مساجد در حکمرانی اسلامی را فراهم می‌سازد.مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی نقش مسجد سازنده در حکمرانی مبتنی بر بیداری اسلامی، بر پایه بیانات شهید قاسم سلیمانی است. در این نوشتار، بیانات سردار شهید پیرامون مسجد با روش تحلیل مضمون بررسی و پس از کدگذاری و مقوله‌بندی، مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر آن استخراج شده است.با توجه به اشراف ایشان بر ابعاد گوناگون مسجد و تجربیات میدانی وی، سخنرانی روز جهانی مسجد به‌عنوان کانون تمرکز تحلیل انتخاب گردید. پس از تقطیع مطالب و استخراج مضامین مرتبط با مساجد سازنده، نقش‌های چندگانه آن‌ها در حکمرانی تبیین شد. مسجد سازنده، به‌عنوان مضمون فراگیر پژوهش حاضر، وظیفه رونق‌بخشی به اسلام و جامعه را در راستای اهداف بیداری اسلامی بر عهده دارد و دستاوردهای آن در چهار محور اصلی قابل گزارش است:۱. وحدت‌بخشی و امت‌سازی به‌عنوان زیربنای تشکیل امت واحده؛ ۲. احیای هویت و ارزش‌های دینی به‌منظور تثبیت حضور دین در عرصه عمومی؛ ۳. مصون‌سازی و کادرسازی تمدنی از طریق جذب حداکثری و پرورش نیروهای آگاه؛ ۴. تأمین امنیت و دفاع از آرمان‌ها با تربیت مدافعان برای مقابله با باطل. در مجموع، مسجد در مکتب شهید سلیمانی نهادی راهبردی است که با پیوند میان دین، جامعه و سیاست، زمینه تحقق حکمرانی مطلوب را در پرتو بیداری اسلامی فراهم می‌سازد.

نظریه مقاومت در گفتمان بیداری اسلامی: مبانی فقهی، کلامی و ابعاد راهبردی از نگاه امام خمینی (ره) و آیت‌الله خامنه‌ای(ره)

محمود قاسمی قلعه بهمن، علی کرمی، حسین آجرلو

چکیده پرسش اصلی این پژوهش آن است که نظریه مقاومت در گفتمان بیداری اسلامی، با تأکید بر فقه سیاسی شیعه و آرای امام خمینی(ره) و آیت‌الله خامنه‌ای، بر چه مبانی کلامی و فقهی استوار است و ابعاد راهبردی آن چیست؟ هدف پژوهش، تبیین چیستی، مبانی و ابعاد راهبردی نظریه مقاومت در گفتمان بیداری اسلامی است. روش پژوهش، توصیفی‑تحلیلی از نوع تحلیل گفتمان است و داده‌ها با ابزار کتابخانه‌ای گردآوری شده‌اند؛ بررسی ریشه‌شناختی، مفهوم‌شناختی، مبانی کلامی و فقهی و مصادیق عملی مقاومت در این چارچوب انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد مقاومت از ریشه «قوم» در زبان عربی، به معنای ایستادگی در برابر تهاجم دیگری است و چهار رکن کنشگر مقاوم، کنشگر مهاجم، عمل ایستادگی و هدف حفظ قوام هویت را در بر می‌گیرد. در فقه سیاسی شیعه، مقاومت فراتر از دفاع نظامی سنتی است و بر پایه قواعد نفی سبیل، وجوب دفاع، نهی از منکر و حفظ بیضه اسلام، شامل ایستادگی در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیز می‌شود. مبانی کلامی آن بر توحید در تشریع و اطاعت، نفی طاغوت و ولایت الهی استوار است. در آرای امام خمینی(ره) و آیت‌الله خامنه‌ای، مقاومت به مثابه تکلیف شرعی و راهبردی برای حفظ هویت اسلامی و مقابله با سلطه استکباری تبیین می‌شود. ابعاد راهبردی نظریه مقاومت در گفتمان بیداری اسلامی شامل هویت‌سازی اسلامی، استکبارستیزی و نفی سلطه، تقویت وحدت امت اسلامی، حمایت از مستضعفان، بازدارندگی همه‌جانبه و گفتمان‌سازی مقاومت در جهان اسلام است.

بیداری اسلامی و شکل گیری تمدن هفتصد ساله در اندلس

روح الله محمدعلی نژاد

چکیده تمدن به‌ عنوان پدیده‌ای عینی و اجتماعی، رهاورد نظام تفکری است که در ورای آن نهفته است. اندیشه‌های تمدن‌ساز، نحله‌ها و مکاتب متنوع را ذیل تشخصی واحد آورده و مقدمۀ حیات و بالندگی آن را رقم می‌زنند. تمدن‌سازی از مهمترین کارکردهای قرآن کریم است. مؤلفه‌های تمدنی قرآن کریم با رویکردی توحیدی در اندلس موجب شکل‌گیری تمدنی نوین و اسلامی شد که علاوه بر ارائه خطوط اساسی جهت توسعۀ علمی، با برنامه تربیتی جامع، موجب شکوفایی عقل و ادراک انسان‌ها را فراهم آورد. گرایش‌های توحیدی در شبه جزیره ایبریا با استقبال از آموزه‌های اسلام و قرآن کریم زمینه‌های شکل‌گیری تمدنی ریشه‌دار را پی‌نهاده و اندلس را به مدت هفت قرن در زمینه‌های علمی، فکری و فلسفی به مرجع تمدنی مبدل ساخت تا جایی که اندلس اسلامی دروازه‌ای برای ورود تمدن به اروپا شد. بررسی جریان‌های فکری حاکم براسپانیا پیش از فتح اسلامی، تحول اندیشه‌های مذهبی در شبه جزیره ایبریا، سرگذشت یک جوشش انقلابی مردمی و سهم جریان بیداری اسلامی در شکل گیری تمدن نوین در غرب اسلامی مورد مطالعه در این مقاله است.