دوره و شماره: دوره 14، شماره 4، زمستان 1404 
تعداد مقالات: 6

طراحی الگوی حکمرانی رسانه‌ای برای مقابله با جنگ شناختی در ایران

صفحه 1-24

علی جعفری

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی حکمرانی رسانه‌ای برای مقابله با جنگ شناختی در ایران انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی بود و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه پژوهش را خبرگان حوزه‌های علوم ارتباطات، مدیریت رسانه، سیاست‌گذاری رسانه‌ای، فضای مجازی و امنیت شناختی تشکیل دادند. مشارکت‌کنندگان به شیوه هدفمند و با روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی انتخاب شدند و پس از انجام 17 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته، اشباع نظری حاصل شد. داده‌ها بر اساس الگوی شش‌مرحله‌ای براون و کلارک تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش به استخراج 347 کد اولیه، 56 مفهوم، 27 مضمون فرعی و 7 مضمون اصلی منجر شد. مضامین اصلی شامل حکمرانی سیاستی و حقوقی، حکمرانی نهادی و مدیریتی، حکمرانی فناورانه، حکمرانی رسانه‌ای و محتوایی، حکمرانی آموزشی و سواد رسانه‌ای، حکمرانی فرهنگی و اجتماعی و حکمرانی امنیت شناختی بودند. یافته‌ها نشان داد که حکمرانی رسانه‌ای برای مقابله مؤثر با جنگ شناختی مستلزم استقرار نظامی یکپارچه است که در آن ابعاد سیاستی، نهادی، فناورانه، رسانه‌ای، آموزشی، فرهنگی و امنیت شناختی به‌صورت هماهنگ و هم‌افزا عمل کنند. بر این اساس، الگوی پیشنهادی می‌تواند به‌عنوان چارچوبی بومی برای سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی، تنظیم‌گری و مدیریت رسانه‌ای در مواجهه با جنگ شناختی و ارتقای کارآمدی نظام حکمرانی رسانه‌ای در ایران مورد استفاده قرار گیرد.

مدیریت جهادی به‌مثابه الگوی حکمرانی تحولی در بستر بیداری اسلامی: بازخوانی ظرفیت‌های آن در تقویت مشروعیت سیاسی

صفحه 25-47

سید جلال موسوی شربیانی، احسان اکرادی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین ظرفیت‌های "مدیریت جهادی" به‌مثابه الگویی از حکمرانی تحولی در بستر بیداری اسلامی و بررسی نقش آن در تقویت مشروعیت سیاسی در جوامع اسلامی انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش آن است که در شرایط تشدید بحران‌های حکمرانی، کاهش اعتماد عمومی و افزایش شکاف دولت ـ ملت در بسیاری از جوامع اسلامی، مدیریت جهادی چگونه می‌تواند در بازتولید مشروعیت سیاسی و ارتقای کارآمدی نظام حکمرانی در بستر بیداری اسلامی ایفای نقش کند. این پژوهش با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از چارچوب نظری مشروعیت سیاسی در اندیشه ماکس وبر، دیوید ایستون و سیمور مارتین لیپست، به تحلیل نسبت میان مدیریت جهادی، کارآمدی حکمرانی و مشروعیت سیاسی در بستر بیداری اسلامی پرداخته است.
یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مدیریت جهادی، صرفاً یک سبک اجرایی یا مدیریتی محدود به شرایط بحرانی نیست، بلکه الگویی بومی و تمدنی در حکمرانی اسلامی و در بستر بیداری اسلامی محسوب می‌شود که بر مؤلفه‌هایی همچون مردم‌محوری، روحیه خدمت، عدالت‌گرایی، مسئولیت‌پذیری، چابکی سازمانی، حل مسئله و حضور میدانی استوار است. این مؤلفه‌ها می‌توانند از طریق ارتقای کارآمدی حکمرانی، افزایش اعتماد عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی، زمینه شکل‌گیری و تحکیم مشروعیت کارکردی را فراهم آورند.

نقش دیپلماسی میدان محور در مدیریت منازعات منطقه ای؛ مطالعه موردی سیره سردار سلیمانی (2010-2020)

صفحه 48-63

محمد شیرمهد، محمود بابائی، مهدی عباس زاده فتح آبادی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه دیپلماسی و میدان در حل و فصل منازعات منطقه‌ای از سیره سردار قاسم سلیمانی طی سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که ارتباط دیپلماسی و میدان در مدیریت منازعات منطقه‌ای بر اساس سیره سردار سلیمانی چگونه بوده است. مسئله اصلی تحقیق، شناسایی تعامل و تقویت دیپلماسی و عملیات میدانی در مدیریت منازعات منطقه‌ای با تأکید بر سیاست خارجی ایران است. در این راستا، این پژوهش با چارچوب نظری قدرت هوشمند جوزف نای و روش کیفی و رویکرد تحلیلی-توصیفی انجام شده و داده‌ها از طریق کتابخانه‌ای و تحلیل اسناد معتبر گردآوری و تحلیل شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که سردار سلیمانی از طریق تلفیق استراتژیک قدرت سخت و نرم، به الگویی موفق از قدرت هوشمند دست یافته است. وی با ایجاد اتحادهای استراتژیک با گروه‌های نیابتی، مانند حزب‌الله و حوثی‌ها، و بهره‌گیری از دیپلماسی فرهنگی و رسانه‌ای، تأثیر قابل‌توجهی بر تحولات منطقه‌ای و تقویت محور مقاومت داشته است. این پژوهش نشان می‌دهد دیپلماسی میدان‌محور در سیره سردار سلیمانی، با ایجاد همبستگی میان گروه‌های محلی و تقویت روابط استراتژیک، منجر به کاهش تنش‌ها، مدیریت مؤثر منازعات و تثبیت جایگاه استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه شده است. نتایج تحقیق بر اهمیت قدرت هوشمند و تعامل میان دیپلماسی و میدان به‌عنوان ابزاری کارآمد برای مدیریت بحران‌ها تأکید دارد و الگویی عملی برای سیاست‌گذاران در طراحی استراتژی‌های منطقه‌ای ارائه می‌دهد.

راهبردهای امنیتی (نظامی) ایران در مقابل نفوذ اسرائیل در کشورهای حاشیه خلیج فارس

صفحه 64-84

حسن علی یاری، محمد علی محمودی قهساره

چکیده نفوذ رژیم صهیونیستی در کشورهای حاشیه خلیج فارس واستفاده از پایگاه های نظامی در این کشورها علیه جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یکی از چالش‌های مهم امنیتی منطقه‌ای، نگرانی‌های جدی امنیتی برای ایران به‌وجود آورده است.با توجه به این قضیه ، مساله اصلی این پژوهش این است که راهبرد امنیتی ایران در مقابل چنین نفوذی چگونه باید باشد .(مساله) روش تحقیق در این مقاله به صورت توصیفی – تحلیلی و اسنادی می باشد که جمع آوری داده های علمی از طریق کتاب ها ،مقالات علمی و سایت های علمی صورت گرفته است و نیز تحلیل داده ها ر چارچوب نظری رئالیسم تدافعی صورت گرفته است (روش) یافته ها و نتایج این پژوهش نشان می دهد که تهران همواره با اتکا به توان داخلی و دیپلماسی فعال، راهبردهای هوشمندانه‌ای را بر اساس اصول مقاومت، همگرایی منطقه‌ای و حفظ امنیت ملی ، همچون تقویت همگرایی و همکاری منطقه‌ای، افزایش توان دفاعی و بازدارندگی ، حمایت از جبهه مقاومت، افشای توطئه‌ها و جنگ روانی و توسعه اقتصاد و زیرساخت‌ها برای مقابله با توطئه‌ها و نفوذ رژیم صهیونیستی و بهره گیری از تسلیحات نظامی و دفاعی به پایگاه های رژیم صهیونیستی در منطقه، به ویژه در کشورهای حاشیه خلیج فارس، اتخاذ می نماید. (یافته ها)

واکاوی جنایت ژنو ساید رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه ( از 7 اکتبر 2023 تا 19ژانویه 2025)

صفحه 85-109

سید جعفر حسینی، محمد صابر راد، عظیم نوری کهریز

چکیده علیرغم اینکه ژنوساید به عنوان فجیع ترین جنایت در عرصه حقوق بین المللی کیفری شناخته شده است اما جهانیان به کّرات شاهد رخ دادن آن توسط رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین هستند که از سال 1948شروع و تا کنون ادامه داشته است. نظر به اینکه رژیم صهیونیستی بعد از 7 اکتبر2023 بر شدت جنایات خود افزوده بود، پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی درصدد پاسخگویی به این سؤالات است که آیا کشتار فلسطینیان توسط رژیم صهیونیستی در غزه از مصادیق جنایت نسل کشی محسوب می شود و نظام بین الملل برای مقابله با بی کیفر ماندن این نوع جنایات چه تدابیری اندیشیده است. چارچوب نظری این پژوهش بر مبنای نظریه حقوق بین‌الملل کیفری و عناصر جرم نسل‌کشی در کنوانسیون ۱۹۴۸، در کنار رویکرد مبارزه با بی‌کیفرمانی در عدالت کیفری بین‌المللی و با بهره‌گیری تحلیلی از واقع‌گرایی در روابط بین‌الملل شکل گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد این حملات، از جهت گستردگی کشتار غیرنظامیان، تخریب زیرساخت های حیاتی، آوارگی گسترده و ایجاد شرایط نامناسب زیستی برای ساکنان غزه، قابلیت انطباق با ارکان جنایت نسل کشی را دارد. با وجود جرم انگاری این جنایت در اسناد بین المللی، ضعف ضمانت اجرا و نفوذ قدرت های بزرگ مانع مجازات مرتکبان شده است.

روند بیداری اسلامی و تحول اندیشة مقاومت فلسطینیان در رمان‌ زخم داوود

احمد خواجه ایم، اسما غفوریان محدث، زهرا جمشیدی، حسن دلبری

چکیده از سال 1948م که فلسطینیان از کشور خود رانده شدند و سرزمینشان به اشغال نیروهای اسرائیلی درآمد تا به امروز نوع نگرش به جریان اشغال یکسان نبوده است. برخی راه حلّ نزاع را مبارزه و اخراج صهیونیست‌ها دانسته‌اند و با دو رویکرد اسلام‌گرا و ملی‌گرا به نبرد با رژیم اسرائیل برخاسته‌اند. برخی نیز به دنبال صلح با اسرائیل و ایجاد فضای آرام و احترام متقابل میان دو طیف متخاصم بوده‌اند. این دوگانگی باعث ایجاد دو جهان‌بینی مختلف در بین دو طبقة فکری متفاوت شده است. (مسئله). در این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی انجام شده، با اتکا بر نظریة ساختگرایی تکوینی لوسین گلدمن بررسی شخصیّت‌های رمان و عقایدشان، تحوّلات دیدگاه فلسطینی‌ها دربارة نوع مقابله با اسرائیل و علت آن بررسی می‌شود (روش). از نتایج این تحقیق، تحوّل تدریجی دیدگاه نسل‌های فلسطینی است که به ترتیب شامل دوستی با مهاجران یهود، انفعال در برابر اشغالگری، مبارزة مسلحانه، پایداری دور از خشونت و صلح با اسرائیل می‌باشد. علت حمایت نویسندة فلسطینی از پیشنهاد صلح با اسرائیل همگرایی وی با اندیشة آمریکایی‌غربی و اجتناب از باورهای اصیل اسلامی درباب مجاهدت و مقاومت است (یافته‌ها).