کلیدواژه‌ها = استقلال
تعداد مقالات: 2
قاعده نفی سبیل؛ مبنای فقهی مقاومت سیاسی در فقه شیعه

قاعده نفی سبیل؛ مبنای فقهی مقاومت سیاسی در فقه شیعه

دوره 14، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 72-90

سید ابراهیم معصومی، امیر فاضلی

چکیده قاعده نفی سبیل به عنوان یکی از اصول بنیادین و راهبردی در فقه سیاسی شیعه می باشد که مشروعیت و وجوب مقاومت سیاسی را در برابر اشکال مختلف سلطه تبیین می‌کند. مقاومت سیاسی در این چارچوب، نه تنها یک واکنش تاکتیکی، بلکه یک تکلیف شرعی و اجتماعی برای حفظ عزت، استقلال و حاکمیت ملی جامعه اسلامی در مواجهه با نفوذ و غلبه بیگانگان (سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی) تعریف می‌گردد. قاعده نفی سبیل، مستنبط ازآیه 141 سوره نساء و مستظهر به ادله سه‌گانه سنت، اجماع و عقل، مبنای نظری اصلی این رویکرد را تشکیل می‌دهد. این قاعده بر عدم جواز تشریع و جعل هرگونه حکمی از سوی شارع مقدس تأکید دارد که منجر به اعطای "سبیل" برای کفار بر مؤمنان شود. مقاله حاضر، پس از تحلیل ادله و مفاد قاعده نفی سبیل ، به تبیین نقش محوری آن در مشروعیت‌بخشی و وجوب مقاومت سیاسی می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که قاعده نفی سبیل، ضمن نامشروع دانستن هرگونه سلطه و نفوذ خارجی از حیث شرعی، وجوب مبارزه و مقاومت فعال را برای دفع و رفع این سلطه به اثبات می‌رساند. این اصل فقهی، در عمل، به عنوان پارادایمی راهبردی برای تدوین سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی ایران، ایفای نقش می‌نماید. نتیجه‌گیری مقاله حاکی از آن است که قاعده نفی سبیل، فراتر از یک قاعده فقهی جزئی، یک دکترین جامع سیاسی-اجتماعی در فقه شیعه است.

امواج بیداری و خیزش انقلابی اسلامی

امواج بیداری و خیزش انقلابی اسلامی

دوره 4، شماره 8، زمستان 1394، صفحه 77-91

علیرضا صدرا

چکیده تحولات مسلم جاری منطقه خاورمیانه بزرگ اسلامی(آسیای غربی و شمال افریقا)یک اتفاق تصادفی یا حادثه جدید، ظاهری و احساسی نبوده و نیست. بدانسان که برخی با تفاسیر نارسا یا نادرست و با تحلیل ها و تعابیری همچون نارضایتی اقتصادی و یا بهار عربی سعی در القای آن داشته و دارند. بلکه جریان ریشه دار؛ زایا، پویا و پایای بالنده تجدید تفکر و تمدن اسلامی است. با پیشینه مدنی(تجدید حیات امت اسلامی) و پشتوانه دینی(مکتب جهانی و جاویدان اسلام)، سیر متکامل(چندین قرنه جدید) و ساختاری کمابیش جامع(انقلابی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی)می باشد. که در پی استقلال از سلطه و نفوذ استکباری بیگانه و آزادی از ملکوکیت های سلطنتی مطلقه استبدادی ارتجاعی و غالبا یا نوعا وابسته و جایگزینی نظام سیاسی مردم سالاری دینی و اسلامی است. ولو در کشورها، نظامات و جوامع مسلمان متمایز و حتی با مذاهب متفاوت، از حیث شیوه، شتاب و نیز شکل متفاوتند. انقلاب اسلامی ایران، که خود موج سوم بیداری و خیزش انقلابی اسلامی پس از نهضت ضد استبدادی آزادای خواهی مشروطیت و نهضت ضد استعماری استقلال طلبی در جهان اسلام و در ایران تحت عنوان نهضت ملی نفت، به نوبه خود آغاز گر و الهام بخش پس موج های بیداری و خیزش انقلابی اسلامی در منطقه و فراتر از آن گردیده است. پس موج نخست انقلابی؛ مقاومت اسلامی و پس موج دوم آن بیداری جاریست. در این مقال که در پژوهشی تحت عنوان چشم انداز اندیشه سیاسی جهان اسلامی در دانشگاه تهران انجام پذیرفته است، به امواج سه گانه بُرد و گستره کوتاه، میان و بلند مدنی، دینی و انقلابی ملی، منطقه ای و جهانی جریان بیداری و خیزش انقلابی اسلامی بمثابه زیرساخت راهبردی و راهبرد زیرساختی نوخیزی و اعم موارد پیش گفته نگاهی گذرا انداخته و اهم  موارد مربوطه را به اجمال از نظر می گذرانیم. که با امواج بلند سه گانه مدنی(گذار به مدنیت با تاسیس دولت و حکمت جاویدان شرقی-ایرانی)، مادی(و فناوری ابزاری مدرن غربی) و معنوی(اسلامی ایران و جهان اسلام) تا مرز مهدوی(جهانی شدن اسلام) به هم پیوسته و آمیخته شده است.
کلید واژگان: