نویسنده = موسوی، سیدمحمد رضا
تعداد مقالات: 2
مدل‌های عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل ( 2000 تا 2022 ) و تاثیر آن بر بیداری اسلامی

مدل‌های عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل ( 2000 تا 2022 ) و تاثیر آن بر بیداری اسلامی

دوره 13، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 96-73

سید محمدرضا موسوی، رامین بخشی

چکیده توافقنامه 2020 ابراهیم بین اسرائیل و چهار کشور عربی، مدل جدیدی از عادی سازی را منعکس کرد. در حالی که اسرائیل یک صلح "سرد" با مصر و اردن دارد - که عمدتاً بین دولت‌ها وجود دارد -یک مدل "گرم‌تر" صلح با امارات، بحرین، مراکش و سودان، حتی بدون پیشرفت در مسئله اسرائیل و فلسطین و معنای ذاتاً منفی اصطلاح عربی برای عادی سازی، ایجاد شده است. (بیان مسأله).
این مقاله با هدف بررسی و تحلیل مدل‌های مختلف عادی‌سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی و فلسطینی‌ها انجام شده است. برای دستیابی به این هدف، از روش‌های تحقیق کیفی و تحلیلی استفاده شده است. (روش)؛
تحلیل روابط اسرائیل و اعراب نشان می‌دهد که سه مدل عادی‌سازی (غیررسمی، رسمی عملکردی، و مشروع یا کامل) در طول سال‌ها شکل گرفته‌اند. انتخاب این مدل‌ها معمولاً تحت تأثیر ترجیحات اعراب و موانعی مانند مقاومت مردمی و عدم مشروعیت بوده است. کشورهای عربی مانند مراکش، قطر، و تشکیلات خودگردان فلسطین در طول زمان بین این مدل‌ها در نوسان بوده‌اند، که این تغییرات اغلب ناشی از بحران‌های منطقه‌ای و بین‌المللی مانند انتفاضه، بهار عربی، یا تحولات سیاسی بوده است. همچنین، پیوستن عربستان سعودی به توافقنامه‌های عادی‌سازی می‌تواند روند عادی‌سازی را تقویت کند، اما عدم پیشرفت در مسئله فلسطین همچنان مانع اصلی صلح و عادی‌سازی در جهان عرب و اسلام است. (یافته ها).

بررسی ریشه ها و پیامدهای بیداری اسلامی (۲۰۱۰-۲۰۱۱)

بررسی ریشه ها و پیامدهای بیداری اسلامی (۲۰۱۰-۲۰۱۱)

دوره 12، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 153-171

عباسعلی طالبی، سیدمحمد رضا موسوی

چکیده جنبش بیداری اسلامی طی سال های ۲۰۱۰-۲۰۱۱، زنگ خطر را برای حکومت های جهان عرب که اغلب به دلیل اقتدارگرایی رژیم حاکم برآن دچار ایستایی سیاسی بودند و همواره از هرگونه تغییرگسترده در محیط پیرامونی خویش به ویژه تغییر از بالا و قیام مردمی بسیار هراسان بودند، به صدا درآورد. اگرچه این تحولات درکوتاه مدت نتوانست به طور یکسان در همه کشورها تغییرات عمیق و ساختاری ایجادکند، اما توانست زمینه‌­های سقوط حکومت در مصر، تونس و لیبی که تحولات نوظهور را نادیده می گرفتند، فراهم آورد و در بعضی کشورها تجمعات اعتراضی موجی از تغییرات از بالا را توسط حکومت ها به همراه داشته و منجر به بازبینی ساختاری در سیاست های اعمالی بر شهروندان شد. مقاله با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی (روش) به طرح این سوال پرداخت که دلایل شکل گیری جنبش بیداری اسلامی چه بوده و چه پیامدهایی در کشورهای عربی بدنبال داشته است؟ (مساله) در پاسخ این فرضیه مطرح شد که وخامت اوضاع اقتصادی، رسانه­ ها و ساختار حکومت نقش زیادی در شکل گیری جنبش داشته و پیامدهایی چون تقویت محور مقاومت، دمیدن روح جسارت و امید در جوانان، شکل گیری نظم منطقه­ای و بازتولید قدرت شیعی در منطقه داشته است(یافته‌ها).