نویسنده = جعفری، علی اکبر
تعداد مقالات: 2
عوامل سیستمیک و دومینوی بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه

عوامل سیستمیک و دومینوی بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه

دوره 9، شماره 1، شهریور 1399، صفحه 1-31

علی اکبر جعفری

چکیده      منطقه خاورمیانه بنا بر اغلب برآورد­هایی که شده است، تا آینده قابل پیش­بینی، یکی از بحران خیزترین مناطق جهان باقی خواهد ماند. این منطقه به لحاظ اهمیت ژئواستراتژیک، اقتصادی و سیاسی، و نیز به عنوان یکی از مناطق پنج گانه اقتصادی جهان، به عنوان یک هارت­لند جهان و خارج نزدیک ابر قدرت­ها به حساب می­آید. سال­های پیش، شاهد خیزش و رشد جنبش­های اعتراضی در خاورمیانه بوده­ایم که این اعتراضات در برخی کشورها تا انقلاب هم پیش رفته است. نقطه آغاز دومینوی اعتراضات و انقلابات از تونس سر بر آورد و به گفته هانتینگتون به تدریج سایر کشور های را وارد جرگه انتقال کرده است. در این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش هستیم که علت بیداری و انقلابی­شدن کشورهای خاورمیانه و چرایی تکوین اندیشه انقلاب را در اذهان و ادراک مردم منطقه واکاوی نمائیم. در پاسخ به سؤال اصلی پژوهش، برآمدن نیرو های اجتماعی و سیاسی که خواستار عبور از گذرگاه محافظه­کاری و رسیدن به میدان سیاست تغییر بودند، مفروض گرفته شد. بنابراین، یافته های پژوهش نشان می دهد که این نیرو ها، سیاست حفظ وضع موجود حاکمان کشورشان را به عنوان حاکمان وابسته به غرب تعریف نمودند و در صدد به چالش کشاندن آن برای رسیدن به تغییر وضع موجود و مطلوب تلاش می­کنند.

تأثیر بیداری اسلامی بر اتحاد راهبردی آمریکا- اسرائیل

تأثیر بیداری اسلامی بر اتحاد راهبردی آمریکا- اسرائیل

دوره 3، شماره 6، زمستان 1393، صفحه 35-60

علی اکبر جعفری، سعید پیرمحمدی

چکیده تحولات بیداری اسلامی علاوه بر آثار مختلف در حوزه سیاست داخلی کشورها، تأثیرات عمیقی بر محیط امنیتی منطقه‌ای و بین‌المللی به‌جا گذاشته است. صرف‌نظر از این تبعات، آنچه بیشتر رخ می‌نمایاند موضع‌گیری‌های متفاوت بازیگران جهانی در مورد این تحولات‌ و کشورهای‌ بستر آنهاست؛ بر این اساس، هر یک از دولت‌ها بنابر منافع ملی و اهداف سیاست خارجی خود، جهت‌گیری متفاوت و بعضاً چندگانه و متناقضی در مواجهه با این قیام‌ها اتخاذ کرده‌اند. شواهد موجود نشان می‌دهد که بیداری اسلامی، تغییرات قابل توجهی را در روابط سیاسی بین کشورها به‌وجود آورده، به‌گونه‌ای که اتحاد استراتژیک میان آمریکا و اسرائیل که از مستحکم‌ترین روابط دوسویه در دوره معاصر بوده را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در این ارتباط، پرسشی که در مقاله حاضر به‌دنبال پاسخ بدان هستیم این است که «برداشت آمریکا و اسرائیل نسبت به تحولات بیداری اسلامی چگونه بوده و چنین برداشتی، چه تأثیراتی بر اتحاد راهبردی میان دو کشور داشته است». در نهایت، مقاله این فرضیه را به بحث می‌گذارد که «هرچند برداشت‌های متفاوت آمریکا و اسرائیل در کنار تعاریف متفاوت این‌دو از اهداف و منافع در برخورد با تحولات انقلابی خاورمیانه، عامل واگرایی نسبی در روابط دو کشور بوده است؛ اما با توجه به برجستگی مؤلفه منافع راهبردی مشترک، این پیوند استراتژیک کماکان تداوم یافته است». روش تحقیق در این مقاله، از نوع تحقیق تبیینی بوده و گردآوری اطلاعات نیز مبتنی بر شیوه اسنادی- کتابخانه‌ای است.