نوعثمانی گری به مثابه جریان معارض مقاومت اسلامی: مطالعه موردی داعش
دوره 12، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 117-152
مهدی نادری، شهره پیرانی، , سیده مهرانه ساداتی
چکیده گفتمانهای سیاسی موثر بر جهتگیریهای سیاست داخلی و خارجی ترکیه بعد از استقلال عبارتنداز: ملیگرایانسکولار یا کمالیستها، لیبرالیستهایسکولار، ملیگرایاناسلامگرا و لیبرالیستهایاسلامگرا (نوعثمانیگرایان). رشد گفتماننوعثمانی-گرایی را میتوان از دوره اوزال دانست که با به قدرترسیدن حزبعدالتوتوسعه در سال 2002، این گفتمان با دال مرکزی اسلاملیبرال به اوج خود رسید. بعد از تحولاتبیداریاسلامی در سال 2011، سیاست نوعثمانیگرایانترکیه در قبال بحران-سوریه و مقاومتاسلامی شکلگرفته علیه تروریستهایی مانند داعش، با فرازونشیبهای جدی روبرو بود. سوال پژوهش این است که دلایل تقابل جریاننوعثمانیگری با مقاومتاسلامی با تاکید بر مسالهداعش چیست؟ پژوهش حاضر مبتنی بر چارچوب نظری گفتمان و کاربست روشکیفی از نوع توصیفی-تحلیلی میباشد. نگارندگان نوعثمانیگرایی را بهعنوان جریانی معارض با مقاومتاسلامی مفروض دانسته و معتقدند نوعثمانیگرایان حزبعدالتوتوسعه، در عین التزام به اسلام-لیبرال بهعنوان دالمرکزی نوعثمانیسم، در مقاطع و بحرانهای مختلف، به برجستهکردن یکی از دالهای شناور این گفتمان ازجمله سکولاریسم، ناسیونالیسم، پراگماتیسم و توازن رابطه با شرق و غرب پرداختند. در عرصهنظر، گفتماننوعثمانیگرایی با دال مرکزی اسلاملیبرال را میتوان درمقابل اسلامسیاسی گفتمانمقاومتاسلامی درنظرگرفت. در جریان بحرانسوریه نیز، نوعثمانیگرایان، با حمایت از گروههای معارض جریانمقاومتاسلامی ازجمله داعش، درصدد برآمدند تا با غیریتسازی و تقابل با گفتمان مقاومتاسلامی که مبتنی بر اسلامسیاسی میباشد، بتوانند گفتمان خود را در جهاناسلام گسترش و نهادینه کنند.

