نویسنده = جاودانی مقدم، مهدی
تعداد مقالات: 2
بررسی تأثیر کرونا بر محیط بحران در نظام‌های سیاسی جهان اسلام با تأکید بر منطقه خاورمیانه

بررسی تأثیر کرونا بر محیط بحران در نظام‌های سیاسی جهان اسلام با تأکید بر منطقه خاورمیانه

دوره 10، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 129-155

محمد امین حضرتی رازلیقی، مهدی جاودانی مقدم، سید مهدی صالحی خوانساری

چکیده دولت‌های خاورمیانه به ویژه نظام‌های پادشاهی همواره با بحران‌های گوناگون نظیر مشروعیت روبرو بوده‌اند. بی‌ثباتی داخلی و ناآرامی‌های منطقه‌ای از مظاهر این بحران‌ها بوده است و بحران کرونا به تعمیق این بحران‌ها در سطوح گوناگون می‌انجامد.(مسئله)؛ مقاله حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با گردآوری داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی (روش)، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که بحران کرونا چگونه مناسبات قدرت و کیفیت حکمرانی را در نظام‌های سیاسی خاورمیانه متحول نموده و پیامدهای احتمالی آن کدام است. به نظر می‌رسد بحران‌های پیشینی دولت‌های خاورمیانه تحت تأثیر بحران‌ جهانی کرونا در سطوح اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تشدید شده‌اند و در یک معنا بحران کرونا به تشدید محیط بحران کشورهای خاورمیانه انجامیده است.(فرضیه)؛ به منظور اثبات صحت فرضیه مذکور، مقاله جاری پس از پرداختن به بحران‌‌های هویت، مشروعیت، مشارکت، نفوذ و همگرایی در جهان اسلام، شرایط پیش و پس از کرونا را در این جوامع تشریح و تأثیر بحران کرونا را بر ساختارهای داخلی، مناسبات قدرت و تعاملات خارجی این کشورها بررسی می‌کند. یافته‌های تحقیق حکایت از آن دارد که بحران کرونا در کنار سایر متغیرها احتمالا به تقویت اقتدارگرایی در نظام‌های پادشاهی، گسترش گرایشات ناسیونالیستی، تعمیق شکاف دولت-ملت و افزایش شکاف دولت‌های غنی و فقیر در خاورمیانه می‌انجامد (یافته‌ها).

بازخوانی مؤلفه‌های نظم نوین در حال شکل‌گیری در منطقه غرب آسیا در پرتو بیداری اسلامی

بازخوانی مؤلفه‌های نظم نوین در حال شکل‌گیری در منطقه غرب آسیا در پرتو بیداری اسلامی

دوره 9، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 189-218

امیر محمد اسماعیلی، مهدی جاودانی مقدم

چکیده منطقه غرب آسیا در دهه دوم قرن بیست‌ویک با تحولات و پویایی‌های جدیدی مواجه بوده است. ظهور بیداری اسلامی در منطقه نویدبخش شکل‌گیری نظم نوینی بوده است که با نظم مستقر تفاوت‌هایی چشمگیری دارد و بازیگران جدیدی در شکل‌گیری آن به ایفای نقش پرداخته‌اند. شناخت مؤلفه‌های نظم پیشین و نظم در حال شکل‌گیری و جایگاه بیداری اسلامی در این تحولات از اهمیت زیادی برخوردار است. در این چارچوب، سؤال اصلی این پژوهش آن است که جایگاه و نقش بیداری اسلامی در شکل‌گیری نظم نوین منطقه‌ای در غرب آسیا چیست. یافته‌های این پژوهش که از تکنیک اسنادی و کتابخانه‌ای و از روش کیفی برای تحلیل داده‌ها بهره گرفته است نشان می دهد که بیداری اسلامی نقطه عطفی در تاریخ تحولات غرب آسیا به شمار می‌رود که در پی آن نظم پیشین در حال شکسته شدن و تبدیل به نظم جدیدی با مؤلفه‌های منطقه‌گرایی است. محور مقاومت نیز به‌عنوان نیرویی برآمده از درون، بازیگر اصلی در روند تحولات بوده است. در سوی مقابل قدرت‌های بیگانه نتوانسته‌اند نظم مطلوب خود را شکل دهند. انجام شده است.