نویسنده = سیاوشی، صابره
تعداد مقالات: 1
خوانش تطبیقی مقاومت اسلامی در دو داستان کوتاه «الصغیر یذهب إلی المخیم» اثر غسان کنفانی و «مهاجر کوچک» از محمدرضا سرشار (با تکیه بر نظریه گفت‌وگومداری باختین)

خوانش تطبیقی مقاومت اسلامی در دو داستان کوتاه «الصغیر یذهب إلی المخیم» اثر غسان کنفانی و «مهاجر کوچک» از محمدرضا سرشار (با تکیه بر نظریه گفت‌وگومداری باختین)

دوره 13، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 52-33

صابره سیاوشی، پرستو بهمنی آلوارس

چکیده نیاز فطری انسان برای زیستن با سایرین و دوری از انزوا، سبب شکل‌گیری انواع ارتباط و گفت‌وگو شده است؛ اما این ارتباط مستمر و در بستر تاریخ، زمان‌ها و مکان‌ها، دستخوش دگرگونی‌هایی شده‌است(مسئله). ادبیات نیز به روابط میان انسان‌ها و نوع گفتگوی حاکم بر این روابط، اهتمامی خاص‌داشته‌است؛ زیرا، که شاکله اصلی ادبیات، گفتگو و ارتباط است و بر همین اساس، انواع ادبی از جمله رمان شکل‌گرفته‌است. نظریه گفت‌وگومداری میخائیل باختین نیز بر همین مبنا پی‌ریزی شده است و باختین در آن، مؤلفه‌هایی مانند گفت-وگو، بینامتنیت، کارناوال و... را ارائه داده است. این پژوهش با روشی توصیفی_تحلیلی و برپایه مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی با تکیه بر منطق مکالمه باختین(روش)، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که داستان‌های الصغیر یذهب إلی المخیم از غسان کنفانی و مهاجر کوچک از محمدرضا سرشار که هر دو در زمینه ادبیات مقاومت و بیان دشواری‌های پیش آمده برای کودکان و خانواده‌هایشان هستند، تا چه میزان نسبت به مؤلفه‌های انگاره باختین پایبند بوده اند؟(هدف).نتایج نشان‌دهندۀ آن است که: هر دو داستان دارای منطق گفتگویی و نوعی دموکراسی هستند و مؤلفه‌هایی از انگاره باختین همچون: انواع مونولگ، دیالوگ، معرفی شخصیت‌ها، زاویه دید در آنها وجود دارد؛ با این تفاوت که این دموکراسی در داستان مهاجر کوچک به طور محسوس‌تری قابل مشاهده است(یافته‌ها).