نویسنده = جهان بخت لیلی، امید
تعداد مقالات: 2
کارکرد عنصر «مکان» در تبلور اندیشه های پایداری و بیداری اسلامی (مورد پژوهی: قصیده «لِلأقصیٰ أَنْزِفُ شَغَفِی» اثر خِضر محمد أبو جُحجوح)

کارکرد عنصر «مکان» در تبلور اندیشه های پایداری و بیداری اسلامی (مورد پژوهی: قصیده «لِلأقصیٰ أَنْزِفُ شَغَفِی» اثر خِضر محمد أبو جُحجوح)

دوره 12، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 97-119

امید جهان بخت لیلی، قهرمان فرشته پور

چکیده مکان به عنوان سازه‌ای معنامند در القای اندیشه‌های پایداری و بیداری اسلامی مورد توجه شاعران معاصر قرار گرفته‌است. این پدیده که از دیرباز در آثار ادبی وجود داشته، امروزه در اشعار پایداری نقش چشمگیری ایفا می‌کند. خِضرمحمد ابوجُحجوح از شاعران پایداری‌سرا و زادۀ فلسطین است. وی در سرودن اشعارش، مکان را به‌عنوان منبع معناآفرینی و ابزار انتقال مفاهیم پایداری قرار داده‌است(مسئله)؛ جستار حاضر بر آن بوده تا به روش توصیفی-تحلیلی به تبیین کارکردهای عنصر مکان در بازنمود ایده‌های پایداری و بیداری اسلامی در قصیده«لِلأقصیٰ أَنْزِفُ شَغَفِی» اثر خضرمحمد ابو جحجوح بپردازد(روش)؛ دلیل انتخاب این موضوع پژوهشی از آن رو است که قصیده مزبور، آیینه واقعیت‌های جوامع عربی است و شاعر می‌کوشد تا آن را به‌عنوان ابزاری برای بیداری مردم در برابر اندیشۀ استعمار و اشغال به کار گیرد. عنصر«مکان» در شعر وی با صبغه‌های سیاسی، دینی، تاریخی، ملی و طبیعی، القاگر مفاهیمی همچون اقتدار و شُکوه گذشته، ضرورت پیدایش وحدت و همدلی، انتقاد از انفعال و بی‌تفاوتی سردمداران حکومتی، تحریک همت جمعی و بیداری اسلامی می‌باشد.وی می‌کوشد تا با تمرکز و دمیدن احساس و اندیشه به پدیده‌های مکانی، دریچه‌ای به سوی جهان‌بینی پایداری بگشاید؛لذا برای تحقق این امر در صدد است تا از رهگذر طرحواره-های تصویری برآمده از تشبیه، استعاره و کنایه و نیز سازوکارهای ادبی همچون توصیف اغراق-آمیز، برجسته‌سازی مفاهیم و تلمیح به مکان‌ها و حوادث تاریخی، موجبات انتقال اندیشه‌ها و درک دغدغه‌های پایداری را برای مخاطبان فراهم نماید(یافته‌ها).

کارکرد نظریۀ منطق گفتگویی میخائیل باختین در بازنمود اندیشه های پایداری و بیداری اسلامی در قصیده جداریۀ محمود درویش

کارکرد نظریۀ منطق گفتگویی میخائیل باختین در بازنمود اندیشه های پایداری و بیداری اسلامی در قصیده جداریۀ محمود درویش

دوره 11، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 145-167

امید جهان بخت لیلی، زهرا مافی

چکیده میخائیل باختین (1895-1975م) از اندیشمندان و نظریه پردازان برجستۀ نقد ادبی است و نظریه «مکالمه گرایی» (Dialogism) او به بررسی زمینه های ایجاد گفتگو و چندصدایی در متون می پردازد، لذا از این جهت می توان بر پایۀ آن مقاصد ادیبان پایداری و شیوه های انتقال مفاهیم اجتماعی را بررسی نمود. (مسئله) پژوهش حاضر بر آن بوده تا با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی کارکرد مؤلفه های منطق گفتگویی باختین از قبیل تک گویی، کارناوال، چند زبانی و کرونوتوپ در قصیده جداریۀ محمود درویش، شاعر و نویسنده مقاومت فلسطین (1941-2008م) بپردازد. (روش) دلیل انتخاب این موضوع پژوهشی، از آن روست که قصیدۀ مزبور به عنوان یکی از عوامل پویایی شعر درویش، محصول سال های اسارت وی در زندان های رژیم صهیونیستی و نوعی مقاومت و پیکار علیه زورگویان رژیم اشغالی تلقّی می شود. با عنایت به نتایج پژوهش، درویش در این قصیدۀ پرمعنا با بهره گیری از برخی آموزه های نقد ادبی مدرن به انتقال تفکر پایداری و مقاومت به دیگران می پردازد و می کوشد تا با تکیه بر گزاره های خطابی نظیر پرسش، ندا، امر، نمادها و شخصیّت های تاریخی که بر منطق گفتگویی دلالت دارند و برجسته ترین شگرد او برای آفرینش فضای چندصدایی هستند، بر خاصیّت گفتگومندی شعرش در راستای ایجاد همبستگی و بیداری اسلامی بیفزاید. (یافته‌ها)